مىشوند ، اين است كه مساواتى بين زن و مرد برقرار شده و مردها بيش از يك زن نمىگيرند . . .
بنابراين قانون منع تعدد ازدواج در اروپا و مجاز كردن اين عمل در آسيا مربوط به مقتضيات آب و هواست . . . » .
اين توجيه به هيچ وجه صحيح نيست ، زيرا اولًا رسم تعدد زوجات در مشرق زمين منحصر به مناطق گرمسير نبوده است . در ايران با اينكه از لحاظ آب و هوا معتدل است ، از قبل از اسلام تعدد زوجات معمول بوده است . اينكه منتسكيو مىگويد در مناطق گرمسير زنان در بيست سالگى پير مىشوند ، گزافهاى بيش نيست . از آن گزافهتر اينكه به نقل از پريدو مىگويد : پيغمبر اسلام در پنج سالگى خديجه را به عقد خويش درآورد و در هشت سالگى با وى زفاف كرد ، در صورتى كه همه مىدانند پيغمبر اسلام در بيست و پنج سالگى با خديجه كه در آن وقت چهل سال از سنش مىگذشت ازدواج كرد .
ثانياً اگر زود پير شدن زن و غليان نيروى جنسى مرد موجب اصلى اين كار بوده است ، چرا مردم مشرق زمين همان راه مردم مغرب زمين را در قرون وسطى و قرون جديد پيش نگرفتند و به جاى تعدد زوجات طبيعت خود را با فحشاء و زن بازى آزاد اقناع نكردند ؟ زيرا در مغرب زمين به قول گوستاولوبون رسم وحدت زوجه رسمى است كه فقط در كتابهاى قانون درج است و در معاشرتهاى مغرب زمين اثرى از آن نيست .
و باز به قول او در مشرق زمين تعدد زوجات به شكل قانونى يعنى قبول تعهد همسرى نسبت به زن و مسؤوليت پدرى نسبت به فرزندان او وجود داشته است و در مغرب زمين به شكل سالوسانه و غيرقانونى يعنى به شكل معشوقه بازى و رفيقه بازى بدون قبول تعهد همسرى نسبت به زن و تعهد پدرى نسبت به فرزندان او .
وضع چندهمسرى در مغرب زمين
من در اينجا لازم مىدانم شرح مختصرى از وضع چندهمسرى به شكل مغرب زمينى در قرون وسطى از زبان يكى از مورخان محقق مغرب زمين نقل كنم تا خوانندگان محترم و همهء كسانى كه مشرق زمين را به نام تعدد زوجات و احياناً به نام