تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
نفع خود مىچرخانده است و لهذا رسم چندزنى را به نفع خود و عليه زن قرنها معمول داشته است ، و زن چون محكوم مرد بوده است نتوانسته است چندشوهرى را به نفع خود مجرى دارد . امروز كه دورهء پايان زورگويى مرد است ، امتياز چندزنى نيز مانند بسيارى از امتيازات غلط ديگر جاى خود را به حقوق متساوى و متقابل زن و مرد مىدهد . اگر اينچنين فكر كنيم بسيار سطحى و ناشيانه فكر كرده‌ايم . نه علت رواج يافتن چندزنى زورگويى مرد بوده است و نه علت شكست چندشوهرى ضعف و محكوميت زن بوده است و نه علت اينكه امروز تعدد زوجات عملًا منسوخ مىشود اين است كه دوران زورگويى مرد به پايان رسيده است و نه مرد امروز به واسطهء ترك تعدد زوجات واقعاً امتيازى را از دست مىدهد ، بلكه برعكس امتيازى به نفع خود عليه زن كسب مىكند . من منكر عامل « زور و قدرت » به عنوان يكى از عوامل گردانندهء تاريخ بشرى نيستم ، و هم منكر اينكه مرد در طول تاريخ از قدرت خود عليه زن سوء استفاده كرده نمىباشم . اما معتقدم كه منحصر كردن عاملها به عامل زور و قدرت مخصوصاً در توجيه و توضيح روابط خانوادگى زن و مرد ، ناشى از كوته فكرى است . اگر نظريهء بالا درست باشد الزاماً بايد قبول كنيم كه مواقع نادر و استثنايى كه چندشوهرى معمول شده مانند دورهء جاهليت عرب و يا زمانى كه به قول منتسكيو در ميان قبيلهء نائير در سواحل مالايا چندشوهرى معمول شده است ، زمانى بوده كه زن فرصتى يافته و قدرتى عليه مرد به دست آورده تا توانسته است چندشوهرى را به مرد تحميل كند ، و بايد قبول كنيم كه اين دوره‌ها دورهء طلايى زن بوده است و حال آنكه مىدانيم دورهء جاهليت عرب يكى از دوره‌هاى سياه و تاريك زندگى زن است . در مقالهء پيش ، از منتسكيو نقل كرديم كه رواج چندشوهرى در ميان قبيلهء نائير مربوط به قدرت و احترام زن نبوده است . علت اين امر تصميم اجتماع به دور نگه داشتن سربازان از علايق خانوادگى و حفظ روحيهء سربازى بوده است . بعلاوه ، اگر علت تعدد زوجات ناشى از پدرشاهى و پدرسالارى است ، چرا در ميان ملل غربى رايج نشده است ؟ آيا پدرشاهى منحصر به مشرق زمين است ؟ مغرب زمينىها آنچنان عيسى رشته و مريم بافته بوده‌اند كه از ابتدا براى زن حقوق متساوى و متقابل نسبت به مرد قائل بوده‌اند ؟ آيا فقط در مشرق زمين عامل قدرت به