مسألهء ارث
دنياى قديم يا به زن اصلًا ارث نمىداد و يا ارث مىداد اما با او مانند صغير رفتار مىكرد يعنى به او استقلال و شخصيت حقوقى نمىداد . احياناً در بعضى از قوانين قديم جهان اگر به دختر ارث مىدادند به فرزندان او ارث نمىدادند ، بر خلاف پسر كه هم خودش مىتوانست ارث ببرد و هم فرزندان او مىتوانستند وارث مال پدربزرگ بشوند . و در بعضى از قوانين ديگر جهان كه به زن مانند مرد ارث مىدادند ، نه به صورت سهم قطعى و به تعبير قرآن «
نَصِيباً مَفْرُوضاً
» بود بلكه به اين صورت بود كه به مورث حق مىدادند كه در بارهء دختر خود نيز اگر بخواهد وصيت كند .
تاريخچهء ارث زن طولانى است . محققين و مطلعين ، بحثهاى فراوانى كرده و نوشتههاى زيادى در اختيار گذاشتهاند . لزومى نمىبينم به نقل گفتهها و نوشتههاى آنها بپردازم . خلاصهاش همين بود كه ذكر شد .
علل محروميت زن از ارث
علت اصلى محروميت زنان از ارث ، جلوگيرى از انتقال ثروت خانوادهاى به خانوادهء ديگر بوده است . طبق عقايد قديمى نقش مادر در توليد فرزند ضعيف است ؛ مادران فقط ظروفى هستند كه در آن ظرفها نطفهء مردان پرورش مىيابد و فرزند به