تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
متفاوت است : يك خلق و خوى مىتواند براى مرد فضيلت شمرده شود و براى زن فضيلت نباشد . برعكس ، يك خلق و خوى ديگر ممكن است براى زن فضيلت باشد و براى مرد فضيلت شمرده نشود . نظريات ارسطو نظريات افلاطون را در دنياى قديم نسخ كرد . دانشمندانى كه بعدها آمدند ، نظريات ارسطو را بر نظريات افلاطون ترجيح دادند .

نظر دنياى امروز

اينها كه گفته شد مربوط به دنياى قديم بود . اكنون بايد ببينيم دنياى جديد چه مىگويد . دنياى جديد تنها به حدس و تخمين متوسل نمىشود ؛ سر و كارش با مشاهده و آزمايش است ، با آمار و ارقام است ، با مطالعات عينى است . در دنياى جديد در پرتو مطالعات عميق پزشكى ، روانى و اجتماعى تفاوتهاى بيشتر و فراوانترى ميان زن و مرد كشف شده است كه در دنياى قديم به هيچ وجه به آنها پى نبرده بودند . مردم دنياى قديم زن و مرد را كه ارزيابى مىكردند ، تنها از اين جهت بود كه يكى درشت اندام‌تر است و ديگرى كوچكتر ، يكى خشن‌تر است و ديگرى ظريفتر ، يكى بلندتر است و ديگرى كوتاه‌تر ، يكى كلفت آوازتر است و ديگرى نازك آوازتر ، يكى پر پشم وموتر است و ديگرى صافتر . حداكثر كه از اين حد تجاوز مىكردند ، اين بود كه تفاوت آنها را از لحاظ دورهء بلوغ در نظر مىگرفتند و يا تفاوت آنها را از لحاظ عقل و احساسات به حساب مىآوردند ؛ مرد را مظهر عقل و زن را مظهر مهر و عاطفه مىخواندند . اما امروز علاوه بر اينها قسمتهاى زياد ديگرى كشف شده است ؛ معلوم شده است دنياى زن و مرد در بسيارى از قسمتها با هم متفاوت است . ما مجموع تفاوتهاى زن و مرد را تا آنجا كه از نوشته‌هاى اهل تحقيق به دست آورده‌ايم ، ذكر مىكنيم و سپس به فلسفهء اين تفاوتها و اينكه چقدر از اين تفاوتها از طبيعت ناشى مىشود و چقدر از آنها مولود عوامل تاريخى و فرهنگى و اجتماعى است مىپردازيم . و البته قسمتى از اين تفاوتها را هركس مىتواند با مختصر تجربه و مطالعه به دست آورد و قسمتى هم آنچنان واضح و بديهى است كه قابل انكار نيست .