بيش از مرد است .
زن در علوم استدلالى و مسائل خشك عقلانى به پاى مرد نمىرسد ولى در ادبيات ، نقاشى و ساير مسائل - كه با ذوق و احساسات مربوط است - دست كمى از مرد ندارد .
مرد از زن بيشتر قدرت كتمان راز دارد و اسرار ناراحت كننده را در درون خود حفظ مىكند و به همين دليل ابتلاى مردان به بيمارى ناشى از كتمان راز بيش از زنان است .
زن از مرد رقيق القلبتر است و فوراً به گريه و احياناً به غش متوسل مىشود .
از نظر احساسات [ نسبت ] به يكديگر .
مرد بندهء شهوت خويشتن است و زن در بند محبت مرد است . مرد زنى را دوست مىدارد كه او را پسنديده و انتخاب كرده باشد و زن مردى را دوست مىدارد كه ارزش او را درك كرده باشد و دوستى خود را قبلًا اعلام كرده باشد . مرد مىخواهد شخص زن را تصاحب كند و در اختيار بگيرد و زن مىخواهد دل مرد را مسخر كند و از راه دل او بر او مسلط شود . مرد مىخواهد از بالاى سر زن بر او مسلط شود و زن مىخواهد از درون قلب مرد بر مرد نفوذ كند . مرد مىخواهد زن را بگيرد ، زن مىخواهد او را بگيرند . زن از مرد شجاعت و دليرى مىخواهد و مرد از زن زيبايى و دلبرى . زن حمايت مرد را گرانبهاترين چيزها براى خود مىشمارد . زن بيش از مرد قادر است بر شهوت خود مسلط شود . شهوت مرد ابتدايى و تهاجمى است و شهوت زن انفعالى و تحريكى .