وحشيانهء افراد و اقوام نسبت به يكديگر ، عدم شناسايى حيثيت و احترام ذاتى انسان است . اين عدم شناسايى از طرف عدهاى ، طرف مقابل را وادار به عصيان و طغيان مىكند و از همين راه صلح و امنيت به خطر مىافتد .
4 . بالاترين آرزويى كه همه در راه تحقق بخشيدن به آن بايد بكوشند ، ظهور دنيايى است كه در آن آزادى عقيده و امنيت و رفاه مادى بهطور كامل وجود داشته باشد ؛ اختناق ، ترس ، فقر ريشه كن شده باشد . مواد سى گانهء اعلاميه براى تحقق بخشيدن به اين آرزو تنظيم شده است .
5 . ايمان به حيثيت ذاتى انسانها و احترام به حقوق غير قابل سلب و انتقال آنها تدريجاً به وسيلهء تعليم و تربيت بايد در همهء افراد به وجود آيد .
مقام و احترام انسان
اعلاميهء حقوق بشر چون بر اساس احترام به انسانيت و آزادى و مساوات تنظيم شده و براى احياى حقوق بشر به وجود آمده ، مورد احترام و تكريم هر انسان با وجدانى است . ما مردم مشرق زمين از دير زمان از ارزش و مقام و احترام انسان دم زدهايم . در دين مقدس اسلام - چنان كه در مقالهء پيش گفتيم - انسان ، حقوق انسان ، آزادى و مساوات آنها نهايت ارزش و احترام را دارد . نويسندگان و تنظيم كنندگان اين اعلاميه و همچنين فيلسوفانى كه در حقيقت الهام دهندهء نويسندگان اين اعلاميه هستند ، مورد ستايش و تعظيم ما مىباشند . ولى چون اين اعلاميه يك متن فلسفى است ، به دست بشر نوشته شده نه به دست فرشتگان ، استنباط گروهى از افراد بشر است ، هر فيلسوفى حق دارد آن را تجزيه و تحليل كند و احياناً نقاط ضعفى كه در آن مىبيند تذكر دهد .
اين اعلاميه خالى از نقاط ضعف نيست ولى ما در اين مقاله روى نقاط ضعف آن انگشت نمىگذاريم ، روى نقطهء قوّت آن انگشت مىگذاريم .
تكيه گاه اين اعلاميه « مقام ذاتى انسان » است ، شرافت و حيثيت ذاتى انسان است .
از نظر اين اعلاميه انسان به واسطهء يك نوع كرامت و شرافت مخصوص به خود داراى يك سلسله حقوق و آزاديها شده است كه ساير جانداران به واسطهء فاقد بودن آن حيثيت و شرافت و كرامت ذاتى ، از آن حقوق و آزاديها بىبهرهاند . نقطهء قوّت اين اعلاميه همين است .