كليهء ملل اعلام مىكند تا جميع افراد و همهء اركان اجتماع اين اعلاميه را دائماً در مد نظر داشته باشند و مجاهدت كنند كه به وسيلهء تعليم و تربيت احترام اين حقوق و آزاديها توسعه يابد و با تدابير تدريجى ملى و بين المللى ، شناسايى و اجراى واقعى و حياتى آنها ، چه در ميان خود ملل عضو و چه در بين مردم كشورهايى كه در قلمرو آنها مىباشد تأمين گردد . . . » .
جملههاى طلايى بالا مقدمهء اعلاميهء جهانى حقوق بشر است ؛ مقدمهء همان اعلاميهاى است كه در بارهاش مىگويند : « بزرگترين توفيقى است كه تا اين تاريخ در طريق تأييد حقوق انسانى نصيب عالم بشريت شده است » .
روى هر كلمه و هر جملهء آن حساب شده است ، و چنان كه در مقالهء پيش گفتيم مظهر افكار چندين قرن فلاسفهء آزاديخواه و حقوق شناس جهان است .
نكات مهم مقدمهء اعلاميهء حقوق بشر
اين اعلاميه در 30 ماده تنظيم شده است . بگذريم از اينكه بعضى مسائل در برخى مواد مكرر شده و يا لااقل ذكر يك مطلب در يك ماده از ذكر مندرجات بعضى مواد ديگر بىنيازكننده است و يا بعضى مواد اعلاميه به مواد مختلفى قابل تجزيه است .
نكات مهم مقدمهء اين اعلاميه كه شايسته است مورد توجه قرار گيرد چندتاست :
1 . بشر از يك نوع حيثيت و احترام و حقوق ذاتى غير قابل انتقال برخوردار است .
2 . حيثيت و احترام و حقوق ذاتى بشر كلى و عمومى است ، تمام افراد انسانى را در بر مىگيرد ، تبعيض بردار نيست ، سفيد و سياه ، بلند و كوتاه ، زن و مرد يكسان از آن برخوردارند . همان طورى كه در ميان اعضاى يك خانواده احدى نمىتواند گوهر خود را از ساير اعضا شريفتر و اصيلتر بداند ، همهء افراد بشر نيز كه عضو يك خانوادهء بزرگتر و اعضاى يك پيكر مىباشند از لحاظ شرافت متساويند ، هيچ كس نمىتواند خود را از فرد ديگر شريفتر بداند .
3 . اساس آزادى و صلح و عدالت اين است كه همهء افراد در عمق وجدان خود به اين حقيقت ( حيثيت و احترام ذاتى همهء انسانها ) ايمان و اعتراف داشته باشند .
اين اعلاميه مىخواهد بگويد منشأ كليهء ناراحتيهايى كه افراد بشر براى يكديگر به وجود مىآورند كشف كرده است . منشأ بروز جنگها و ظلمها و تجاوزها و اعمال