تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
ما پيغمبرى به جهان نخواهد آمد . - پسركم ! دين تو بسيار دين خوبى است ، از همهء دينهاى ديگر بهتر است . دين خود را بر من عرضه بدار . جوان شهادتين را بر مادر عرضه كرد . مادر مسلمان شد . سپس جوان آداب نماز را به مادر كور خود تعليم كرد . مادر فرا گرفت ، نماز ظهر و نماز عصر را به جا آورد . شب شد ، توفيق نماز مغرب و نماز عشاء نيز پيدا كرد . آخر شب ناگهان حال مادر تغيير كرد ، مريض شد و به بستر افتاد . پسر را طلبيد و گفت : « پسركم ! يك بار ديگر آن چيزهايى كه به من تعليم كردى تعليم كن . » . پسر بار ديگر شهادتين و ساير اصول اسلام يعنى ايمان به پيغمبر و فرشتگان و كتب آسمانى و روز بازپسين را به مادر تعليم كرد . مادر همهء آنها را به عنوان اقرار و اعتراف بر زبان جارى و جان به جان آفرين تسليم كرد . صبح كه شد ، مسلمانان براى غسل و تشييع جنازهء آن زن حاضر شدند . كسى كه بر جنازه نماز خواند و با دست خود او را به خاك سپرد ، پسر جوانش زكريا بود « 1 »
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 / ص 160 و 161 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 473 | مرتضى مطهرى