تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

پير و كودكان

پيرمردى مشغول وضو بود ، اما طرز صحيح وضو گرفتن را نمىدانست . امام حسن و امام حسين كه در آن هنگام طفل بودند ، وضو گرفتن پيرمرد را ديدند . جاى ترديد نبود ، تعليم مسائل و ارشاد جاهل واجب است ، بايد وضوى صحيح را به پيرمرد ياد داد ، اما اگر مستقيما به او گفته شود وضوى تو صحيح نيست ، گذشته از اينكه موجب رنجش خاطر او مىشود ، براى هميشه خاطرهء تلخى از او خواهد داشت . بعلاوه از كجا كه او اين تذكر را براى خود تحقير تلقى نكند و يكباره روى دندهء لجبازى نيفتد و هيچ وقت زير بار نرود . اين دو طفل انديشيدند تا به‌طور غير مستقيم او را متذكر كنند . در ابتدا با يكديگر به مباحثه پرداختند و پيرمرد مىشنيد . يكى گفت : « وضوى من از وضوى تو كاملتر است . » ديگر گفت : « وضوى من از وضوى تو كاملتر است . » بعد توافق كردند كه در حضور پيرمرد هر دو نفر وضو بگيرند و پيرمرد حكميت كند . طبق قرار عمل كردند و هر دو نفر وضوى صحيح و كاملى جلو چشم پيرمرد گرفتند . پيرمرد تازه متوجه شد كه وضوى صحيح چگونه است ، و به فراست مقصود اصلى دو طفل را دريافت و سخت تأتثير محبت بىشائبه و هوش و فطانت آنها قرار گرفت . گفت : « وضوى شما صحيح و كامل است . من پير مرد نادان هنوز وضو ساختن را