تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
گفت : « دست پسر را تو بشوى . من كه پدر تو هستم دست پدر را شستم و تو دست پسر را بشوى . اگر پدر اين پسر در اينجا نمىبود و تنها خود اين پسر مهمان ما بود من خودم دستش را مىشستم ، اما خداوند دوست دارد آنجا كه پدر و پسرى هر دو حاضرند ، بين آنها در احترامات فرق گذاشته شود . » محمد به امر پدر برخاست و دست پسر مهمان را شست . امام عسكرى وقتى كه اين داستان را نقل كرد فرمود : « شيعهء حقيقى بايد اين‌طور باشد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، جلد 9 ، چاپ تبريز ، ص 598 .