شهر بيرون دويدند . رسول اكرم و اعرابى روانه شدند و از نقطهاى كه قرار بود مسابقه از آنجا شروع شود شتران را به طرف تماشاچيان به حركت درآوردند .
هيجان عجيبى در تماشاچيان پيدا شده بود . اما بر خلاف انتظار مردم شتر اعرابى شتر پيغمبر را پشت سر گذاشت .
آن دسته از مسلمانان كه دربارهء شتر پيغمبر عقايد خاصى پيدا كرده بودند ، از اين پيشامد بسيار ناراحت شدند ؛ خيلى خلاف انتظارشان بود . قيافه هاشان درهم شد .
رسول اكرم به آنها فرمود : « اينكه ناراحتى ندارد ، شتر من از همهء شتران جلو مىافتاد ، به خود باليد و مغرور شد ، پيش خود گفت من بالا دست ندارم . اما سنت الهى است كه روى هر دستى دستى ديگر پيدا شود ، و پس از هر فرازى نشيبى برسد ، و هر غرورى درهم شكسته شود . » .
به اين ترتيب رسول اكرم ، ضمن بيان حكمتى آموزنده ، آنها را به اشتباهشان واقف ساخت « 1 »
هامش
( 1 ) . وسائل ، ج 2 / ص 472 .