تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢

گرانى ارزاق

نرخ گندم و نان روز به روز در مدينه بالا مىرفت . نگرانى و وحشت بر همهء مردم مستولى شده بود . آن كس كه آذوقهء سال را تهيه نكرده بود در تلاش بود كه تهيه كند ، و آن كس كه تهيه كرده بود مواظب بود آن راحفظ كند . در اين ميان مردمى هم بودند كه به واسطهء تنگدستى مجبور بودند روز به روز آذوقهء خود را از بازار بخرند . امام صادق عليه السلام از « معتب » وكيل خرج خانهء خود پرسيد : « ما امسال در خانه گندم داريم ؟ » . - بلى ياابن رسول اللَّه ! به قدرى كه چندين ماه را كفايت كند گندم ذخيره داريم . - آنها را به بازار ببر و در اختيار مردم بگذار و به فروش . - يا ابن رسول اللَّه ! گندم در مدينه ناياب است ، اگر اينها را بفروشيم ديگر خريدن گندم براى ما ميسر نخواهد شد . - همين است كه گفتم ، همه را دراختيار مردم بگذار و به فروش . معتب دستور امام را اطاعت كرد ، گندمها را فروخت و نتيجه را گزارش داد . امام به او دستور داد : « بعد از اين نان خانهء مرا روزبه روز از بازار بخر . نان خانهء من نبايد با نانى كه در حال حاضر تودهء مردم مصرف مىكنند تفاوت داشته باشد . نان خانهء من بايد بعد از اين نيمى گندم باشد و نيمى جو . من بحمداللَّه توانايى دارم كه تا