در جستجوى حقيقت
سوداى حقيقت و رسيدن به سرچشمهء يقين « عنوان بصرى » را آرام نمىگذاشت .
طى مسافتها كرد و به مدينه آمد كه مركز انتشار اسلام و مجمع فقها و محدثين بود .
خود را به محضر مالك بن انس ، محدث و فقيه معروف مدينه ، رساند .
در محضر مالك طبق معمول احاديثى از رسول خدا روايت و ضبط مىشد .
عنوان بصرى نيز در رديف ساير شاگردان مالك به نقل و دست به دست كردن و ضبط عبارتهاى احاديث و به ذهن سپردن سند آنها ، يعنى نام كسانى كه آن احاديث را روايت كردهاند ، سرگرم بود تا بلكه بتواند عطش درونى خود را به اين وسيله فرو نشاند .
در آن مدت امام صادق عليه السلام در مدينه نبود . پس از چندى كه آن حضرت به مدينه برگشت ، عنوان بصرى عازم شد چندى هم به همان ترتيبى كه شاگرد مالك بوده در محضر امام شاگردى كند .
ولى امام به منظور اينكه آتش شوق او را تيزتر كند از او پرهيز كرد ؛ روزى به او فرمود : « من آدم گرفتارى هستم ، بعلاوه اذكار و اورادى در ساعات شبانه روز دارم ، وقت ما را نگير و مزاحم نباش . همانطور كه قبلا به مجلس درس مالك مىرفتى حالا هم همان جا برو . » .
اين جملهها كه صريحا جواب رد بود ، مثل پتكى بر مغز عنوان بصرى فرود آمد .