تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 312

مساهمون:

ص٣١٢

آخرين سخن

تا چشم‌ام حميده ، مادر امام كاظم عليه السلام ، به ابوبصير - كه براى تسليت گفتن به او به مناسبت وفات شوهر بزرگوارش امام صادق آمده بود - افتاد اشكهايش جارى شد . ابوبصير نيز لختى گريست . همين كه گريهءام حميده ايستاد ، به ابوبصير گفت : « تو در ساعت احتضار امام حاضر نبودى ، قضيهء عجيبى اتفاق افتاد . » . ابوبصير پرسيد : « چه قضيه‌اى ؟ » گفت : « لحظات آخر زندگى امام بود . امام دقايق آخر عمر خود را طى مىكرد . پلكها روى هم افتاده بود . ناگهان امام پلكها را از روى هم برداشت و فرمود : « همين الآن جميع افراد خويشاوندان مرا حاضر كنيد . » مطلب عجيبى بود . در اين وقت امام همچو دستورى داده بود . ما هم همت كرديم و همه را جمع كرديم . كسى از خويشان و نزديكان امام باقى نماند كه آنجا حاضر نشده باشد . همه منتظر و آماده كه امام در اين لحظهء حساس مىخواهد چه بكند و چه بگويد . « امام همين كه همه را حاضر ديد ، جمعيت را مخاطب قرار داده فرمود : شفاعت ما هرگز نصيب كسانى كه نماز را سبك مىشمارند نخواهد شد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 11 / ص 105 .