در ميقات
مالك بن انس ، فقيه معروف مدينه « 1 » ، سالى در سفر حج همراه امام صادق
هامش
( 1 ) . مالك بن انس بن مالك بن ابى عامر يكى از امامهاى چهارگانهء اهل سنت و جماعت است و مذهب معروف « مالكى » منسوب به او است . عصر وى مقارن است با عصر ابوحنيفه . شافعى شاگرد مالك بود و احمدبن حنبل شاگرد شافعى .
مكتب فقهى مالك نقطهء مقابل مكتب فقهى ابوحنيفه به شمار مىرفت ، زيرا مكتب ابوحنيفه بيشتر متكى بر رأى و قياس بود ، بر خلاف مكتب فقهى مالك كه بيشتر متكى بر سنت و حديث بود . در عين حال ، مطابق نقل ابن خلّكان در وفيات الاعيان ( جلد 3 ، صفحهء 286 ) ، مالك در نزديكى مردن سخت مىگريست و از اينكه در برخى موارد به رأى خويش فتوا داده است نگران و وحشتناك بود ، مىگفت :
« اى كاش به رأى فتوا نداده بودم ، و راضيم به جاى هر يك از آن فتواها تازيانهاى بخورم و از تبعهء آن گناهان آزاد باشم . » .
از مفاخر مالك اين مطلب شمرده شده كه معتقد بود بيعت « محمدبن عبد اللَّه محض » كه شهيد شد صحيح است و بيعت بنى العباس چون مبنى بر زور بوده صحيح نيست . مالك از اظهار اين عقيدهء خويش امتناع نمىكرد و از سطوت بنى العباس پروا نمىنمود . همين امر سبب شد كه به دستور جعفربن سليمان عباسى ، عموى سفاح و منصور ، تازيانهء سختى به وى زدند . و اتفاقا همين تازيانه خوردن سبب شد كه مالك احترام و شهرت و محبوبيت زيادترى پيدا كند . رجوع شود به وفيات الاعيان ، جلد 3 ، صفحهء 285 .
مالك چون در مدينه بود به محضر امام صادق زياد رفت و آمد مىكرد و از كسانى بود كه از آن حضرت حديث روايت كردهاند . و مطابق نقل بحار ( جلد 11 ، صفحهء 109 ) از كتابهاى خصال و علل الشرايع و امالى صدوق ، هنگامى كه مالك به محضر امام صادق مىرفت امام به او محبت مىفرمود و گاه به او مىفرمود : « من تو را دوست مىدارم » و مالك از اينكه مورد تفقد امام قرار مىگرفت سخت شاد مىگشت . مالك به نقل كتاب الامام الصادق ( صفحهء 3 ) مىگفت : « من مدتى به حضور امام صادق آمد و شد داشتم . او را هميشه در حال نماز يا روزه يا تلاوت قرآن مىديدم . فاضلتر از جعفربن محمد در علم و تقوا و عبادت چشمى نديده و گوشى نشنيده و به قلبى خطور نكرده است . » و هم مالك است كه به نقل بحار دربارهء امام صادق مىگويد : « او از بزرگان عبّاد و زهاد بود كه از خدا مىترسيد و بسيار حديث مىدانست . خوش مجلس و خوش معاشرت بود . مجلسش پرفيض بود . نام رسول خدا را كه مىشنيد رنگ صورتش تغيير مىكرد . »