جلو آمد و زعماى صف مخالف را پيش خواند و گفت : « اين ستيزه براى چيست ؟
اگر منظور غرامت آن تجاوزى است كه جوانان نادان ما كردهاند ، من حاضرم از مال شخصى خودم ادا كنم . علت ندارد كه ما براى همچو چيزى به جان يكديگر بيفتيم و خون يكديگر را بريزيم . » .
طرف مقابل كه سخنان عاقلانه و مقرون به گذشت اين مرد را شنيدند ، غيرت و مردانگىشان تحريك شد و گفتند : « ما هم از تو كمتر نيستيم . حالا كه چنين است ما از اصل ادعاى خود صرف نظر مىكنيم . » .
هر دو صف به ميان قبيلهء خود بازگشتند « 1 »
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، ج 2 / ص 404 .