تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١

مرد شامى و امام حسين

شخصى از اهل شام به قصد حج يا مقصد ديگر به مدينه آمد . چشمش افتاد به مردى كه در كنارى نشسته بود . توجهش جلب شد . پرسيد : اين مرد كيست ؟ گفته شد : « حسين بن على بن ابى طالب است . » سوابق تبليغاتى عجيبى « 1 » كه در روحش رسوخ كرده بود موجب شد كه ديگ خشمش به جوش آيد و قربة الى اللَّه آنچه مىتواند سبّ و
هامش
( 1 ) . شام در زمان خلافت عمر فتح شد . اول كسى كه امارت و حكومت شام را در اسلام به او دادند يزيدبن ابى سفيان بود . يزيد دو سال حكومت كرد و مرد . بعد از او حكومت اين استان پرنعمت به برادر يزيد ، معاوية بن ابى سفيان واگذار شد . معاويه بيست سال تمام در آنجا با كمال نفوذ و اقتدار حكومت كرد . حتى در زمان عمر كه زود به زود حكام عزل و نصب مىشدند و به كسى اجازه داده نمىشد كه چند سال حكومت يك نقطه را در دست داشته باشد و جاى خود را گرم كند ، معاويه در مقر حكومت خويش ثابت ماند و كسى مزاحمش نشد . به قدرى جاى خود را محكم كرد كه بعدها به خيال خلافت افتاد . پس از بيست سال حكومت - بعد از صحنه‌هاى خونينى كه به وجود آورد - به آرزوى خود رسيد و بيست سال ديگر به عنوان خليفهء مسلمين بر شام و ساير قسمتهاى قلمرو كشور وسيع اسلامى آن روز حكومت كرد . به اين جهات ، مردم شام از اولين روزى كه چشم به جهان اسلامى گشودند ، در زير دست امويان بزرگ شدند ، و همچنانكه مىدانيم امويها از قديم با هاشميان خصومت داشتند . در دوران اسلام و با ظهور اسلام خصومت امويان با هاشميان شديدتر و قويتر شد و در آل على تمركز پيدا كرد . بنابراين مردم شام از اول كه نام اسلام را شنيدند و به دل سپردند ، دشمنى آل على را نيز به دل سپردند و روى تبليغات سوء امويها دشمنى آل على را از اركان دين مىشمردند . اين بود كه اين خلق و خوى از آنها معروف بود .