امروز در ميان افراد بشر پيدا شده ، پيدا شده بود ؟ ! امروز ديگر روشنفكران جهان مىگويند : يگانه راه چارهء بدبختيهاى امروز بشر تشكيل يك حكومت واحد جهانى است . اصلا در گذشته چنين فكرى به مخيلهء بشر نمىتوانست خطور كند .
پس چون ما در عين اينكه رو به پريشانى مىرويم رو به سامان هم مىرويم ، لهذا اسلام هرگز دستور نمىدهد [ كه تكاليف را انجام ندهيد . ] اگر غير از اين بود دستور مىداد كه محرمات را ارتكاب كنيد ، واجبات را ترك كنيد ، امر به معروف و نهى از منكر نكنيد ، بچههايتان را تربيت نكنيد ، بگذاريد فساد بيشتر شود ؛ شما كه مىرويد دنبال نماز خواندن ، روزه گرفتن ، امر به معروف ، تأليف كتاب ، سخنرانى ، تبليغ ، و مىخواهيد سطح تبليغات را بالا ببريد ، شما كه مىخواهيد اصلاح كنيد ، ظهور حضرت حجت را تأخير مىاندازيد . خير ، همين اصلاحات هم ظهور حضرت حجت را نزديك مىكند همانطور كه آن پريشانيها نيز ظهور حضرت حجت را نزديك مىكند . ابداً مسألهء انتظار ظهور حضرت حجت نبايد اين خيال را در دماغ ما بياورد كه ما كه منتظر ظهور هستيم پس فلان تكليف - كوچك يا بزرگ - از ما ساقط است ؛ هيچ تكليفى از ما ساقط نمىشود .
مطالب ديگرى هم هست كه ديگر وقت ما منقضى شد و بايد تدريجاً به عرايض خودم خاتمه بدهم . مطلبى را برايتان عرض بكنم كه آخرين مطلب من است :
مهدويت ، يك فلسفهء بزرگ جهانى
كوشش كنيد فكر خودتان را در مسألهء حضرت حجت با آنچه كه در متن اسلام آمده تطبيق بدهيد . غالب ما اين مسأله را به صورت يك آرزوى كودكانهء يك آدمى كه دچار عقده و انتقام است درآوردهايم . گويى حضرت حجت فقط انتظار دارند كه كى خداوند تبارك و تعالى به ايشان اجازه بدهند كه مثلا بيايند ما مردم ايران را غرق در سعادت كنند يا شيعه را غرق در سعادت كنند ، آن هم شيعهاى كه ما هستيم كه شيعه نيستيم . نه ، اين يك فلسفهء بزرگ جهانى است ، چون اسلام يك دين جهانى است ، چون تشيع به معنى واقعىاش يك امر جهانى است . اين را ما بايد به صورت يك فلسفهء بزرگ جهانى تلقى كنيم . وقتى قرآن مىگويد :
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ