عرض كرد : آقا ! اين قبر را من نمىشناسم . فرمود : اين قبر من است .
دعبل در اين اشعارش شعرى دارد كه به همين موضوع اشاره مىكند . در اين شعر ، دعبل تصريح مىكند كه تمام اين قضايا هست و هست و هست تا ظهور امامى كه آن ظهور لامحاله وقوع پيدا مىكند و قطعا صورت مىگيرد .
اگر بخواهيم بازهم از شواهد تاريخى ذكر كنيم ، شواهد تاريخى زياد ديگرى داريم كه لزومى ندارد همهء آنها را براى شما عرض كنم . ذكر اين شواهد از اين جنبه بود كه خواستم بگويم مسألهء مهدى موعود از صدر اسلام و از زمان پيغمبر اكرم يك امر قطعى و مسلّم در ميان مسلمين بوده است و از نيمهء دوم قرن اول هجرى منشأ حوادث بزرگ تاريخى شده است .
اعتقاد به مهدويت در جهان تسنن
اگر مىخواهيد بفهميد كه اين مسأله منحصر به شيعه نيست « 1 » ببينيد آيا مدعيان مهدويت فقط در ميان شيعه زياد بودهاند و در ميان اهل تسنن نبودهاند ؟ مىبينيد مدعيان مهدويت در ميان اهل تسنن هم زياد بودهاند . يكى از آنها همين مهدى سودانى يا مُتَمَهدى سودانى است كه در كمتر از يك قرن اخير در سودان ظهور كرد و در آنجا يك جمعيتى به وجود آورد كه تا همين اواخر هم بودند . اصلا اين مرد كه ظهور كرد ، به ادعاى مهدويت ظهور كرد ، يعنى اين قدر اعتقاد به مهدى در همان سرزمينهاى سنىنشين وجود داشته است كه زمينه را براى ادعاى يك مهدى دروغين مساعد كرد .
در كشورهاى ديگر اسلامى نيز مدعيان مهدويت زياد بودهاند . در هندوستان و پاكستان قاديانيها به همين عنوانِ ادعاى مهدويت ظهور كردند ، و در روايات ما هم زياد است كه مدعيان كذّاب و به اعتبارى دجّالها زياد پيدا خواهند شد و ادعاهايى خواهند كرد .
بيان حافظ
من الان نمىدانم كه حافظ آيا واقعا شيعه است يا سنى ، و خيال هم نمىكنم كه
هامش
( 1 ) . البته آنچه انحصار به شيعه دارد با اين مشخصات است كه اهل تسنن همهشان با اين مشخصات قبول ندارند ، برخى از آنها قبول دارند .