تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
اصلًا ما حضرت مهدى را به قيام و عدالت مىشناسيم . هر امامى به يك صفت شناخته مىشود ، اين امام به قيام و عدالت شناخته مىشود . « وَ ارْتَفَعَ فى ايّامِهِ الْجَوْرُ » جور و ظلمى ديگر در كار نيست . « وَ امِنَتْ بِهِ السُّبُلُ » همهء راهها ، راههاى زمينى ، دريايى و هوايى امن مىشود ، چون منشأ اين ناامنيها ناراحتيها و بىعدالتىهاست . وقتى كه عدالت برقرار بشود ، [ چون ] فطرت بشر فطرت عدالت است ، دليل ندارد كه ناامنى وجود داشته باشد . « وَ اخْرَجَتِ الْارْضُ بَرَكاتِها » و زمين تمام بركات خودش را بيرون مىآورد . « وَ لا يَجِدُ الرَّجُلُ مِنْكُمْ يَوْمَئِذٍ مَوْضِعاً لِصَدَقَتِهِ وَ لا بِرِّهِ . . . وَ هُوَ قَوْلُهُ تَعالى :
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ » * *
آيا مىدانيد ناراحتى مردمِ آن وقت چيست ؟ ناراحتى مردم فقط اين است كه اگر بخواهند يك صدقه‌اى بدهند و يك كمكى به كسى بكنند ، يك نفر [ مستحق ] پيدا نمىكنند ؛ يك فقير در روى زمين پيدا نخواهد شد . راجع به « توحيد الهى » مىفرمايد : « حَتّى يُوَحِّدُوا اللَّهَ وَ لا يُشْرِكَ بِهِ شَيْئاً » و راجع به « امنيت » مىفرمايد : « وَ تَخْرُجُ الْعَجوزَةُ الضَّعيفَةُ مِنَ الْمَشْرِقِ تُريدُ الْمَغْرِبَ لا يُؤْذيها احَدٌ » يك پيرزن ناتوان ، از مشرق تا مغرب دنيا را مسافرت مىكند بدون كوچكترين آزار و اذيتى . زياد است : آنچه از عدالت گفته شده است ، از صلح و صفا به معنى واقعى گفته شده است ، از آزادى و امنيت كامل گفته شده است ، از ثروت و بركت فراوان گفته شده است ، از تقسيم عادلانهء ثروت گفته شده است ، از فراوانى وسائل ( وسائل دامدارى و غيره ) ، از ميوه و گوسفند گفته شده است ، از نبودن مفاسد گفته شده است كه ديگر شرب خمرى وجود نخواهد داشت ، ديگر زنايى وجود نخواهد داشت ، ديگر بشر تنفر دارد از دروغ گفتن ، تنفر دارد از غيبت كردن ، تنفر دارد از تهمت زدن ، تنفر دارد از ظلم كردن . اينها بر اساس چه فلسفه‌اى است ؟ همان كه عرض كردم : اسلام مىگويد عاقبتِ بشر عدالت است ، اما نمىگويد آن عدالتى كه در عاقبت مىآيد فقط اين است كه فكر بشر به اينجا منتهى مىشود كه منفعت من در اين است كه منافع ديگران را حفظ كنم ؛ نه ، [ در آن زمان ] عدالت براى بشر محبوب و مثل يك معبود است ، يعنى روحش رُقاء پيدا مىكند ، تربيتش كامل مىشود ، و اين نمىشود جز اينكه يك حكومت عادل جهانى بر مبناى ايمان ، خداپرستى و خداشناسى و بر مبناى حكومت قرآن به وجود آيد ؛ و ما مسلمين خوشوقتيم كه بر خلاف اينهمه بدبينيهايى كه در دنياى غرب براى بشريت به وجود آمده ، به آيندهء بشريت خوشبين هستيم .