پديدار شد و بر سينهء ديوار آن دير چنين نوشت : ( 1 )
أ ترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب
آيا آن رژيم و آن گروه زشت كردار و خودكامهاى كه حسين عليه السّلام را كشتهاند ، اميد شفاعت نياى گرانقدرش را در روز رستاخيز و روز حسابرسى دارند ؟ ! همگى با ديدن اين منظرهء عجيب ، سخت بر خود لرزيديم ! يكى از همراهان بر آن شد تا آن دست را بگيرد كه ناپديد گرديد ! بار ديگر به خوردن غذا پرداختيم كه در برابر ديدگان همه ، همان دست پديدار گرديد و اين شعر را بر سينهء ديوار نوشت :
فلا و اللَّه ليس لهم شفيع * و هم يوم القيامة في العذاب
نه ، به خداى سوگند كه براى چنين مردم تاريك انديش و شقاوت پيشهاى شفاعتگرى نخواهد بود ؛ و آنان در روز رستاخيز در عذاب سهمگين خدا گرفتار خواهند بود .
باز هم يكى از همسفران برخاست تا آن دست را بگيرد كه ناپديد گرديد ! هنوز به خوردن غذا ادامه مىداديم كه بار سوّم همان دست غيبى پديدار شد و چنين نوشت :
و قد قتلوا الحسين به حكم جور * و خالف حكمهم حكم الكتاب
آن تبهكاران روزگار ، حسين عليه السّلام را به فرمان ستم و ستمكاران كشتند و فرمان و كارشان مخالف فرمان قرآن و آورندهء قرآن بود . « 1 »
و نيز از بزرگان قبيلهء « بنى سليم » آوردهاند كه : آنان براى پيكارى با روميان به سرزمين آنان تاختند و در آن جنگ به عبادتگاهى وارد شدند و ديدند كه بر سينهء ديوار آن ، همين شعر نگاشته شده است ! أ ترجو امّة قتلت حسينا . . .
آيا جامعه و مردمى كه حسين را كشتهاند ، باز هم اميد شفاعت نياى گرانقدر او را دارند ؟ نه ، به خداى سوگند براى آنان شفاعتگرى نخواهد بود ؛ و آنان در روز رستاخيز در عذاب خواهند بود ! جهادگران با خواندن اين شعر غرق در حيرت شدند و از راهبان دير پرسيدند كه
هامش
( 1 ) - معالى السّبطين ، ج 2 ، ص 126 .