( 1 ) حرّ و همراهانش به كاروان حسين عليه السّلام رسيدند و بىآنكه درگير شوند ، به همراه آن تا « قصر بنى مقاتل » « 1 » راه را پيمودند .
كاروان در آنجا براى استراحت بار بر زمين نهاد و پس از ساعتى حركت كرد .
يكى از ياران حسين عليه السّلام به نام « جابر » آورده است كه : پس از حركت كاروان از اين منزلگاه ، پيشواى آزادى كاروان را به راه « عذيب الهجانات » راه نمود و همان گونه كه در راه خويش گام مىسپرديم گويى حسين عليه السّلام سر مبارك را كوتاه زمانى بر روى زين اسب نهاد و خواب سبكى بر چشمانش راه يافت ؛ هنگامى كه بيدار شد به خواندن اين فراز از آيهء شريفه پرداخت كه :
«
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
» از آن حضرت دليل خواندن اين آيه را پرسيدم كه فرمود : هم اكنون لحظاتى سرم را بر زين اسب نهاده بودم كه خوابم برد و در آن حال نداگر و سوارى را ديدم كه مىگويد :
« القوم يسيرون و المنايا تسير معهم . » « 2 »
اين كاروانيان به شهادتگاه روانند و در حالى مىروند كه مرگ نيز به همراه آنان در حركت است .
كاروان به راه خويش ادامه داد و سپاه حرّ نيز راه كاروان و همراهى و نظارت بر حركت آن را برگزيد و خود فرماندهء سپاه عبيد ، پيشاپيش حسين عليه السّلام راه را مىپيمود و چنين مىگفت : ( 2 )
يا ناقتى لا تذعرى من زجرى * و شمّرى قبل طلوع الفجر . . .
« 3 »
هان اى شتر من ! از تندى و فشار من در پيمايش راه و تيز راندن من هراس مكن و ناراحت مباش ! و هر چه زودتر ، پيش از سپيدهدم براى حركت آماده باش و مرا به
هامش
( 1 ) - پارهاى « قصر مقاتل » و پارهاى ديگر « قصر أبى مقاتل » و برخى نيز « قصر بنى مقاتل » نوشتهاند .
معجم البلدان ، ج 4 ، ص 364 ؛ مراصد الاطلاع ، ج 3 ، ص 1100 .
( 2 ) - الكامل في التاريخ ، ج 4 ، ص 51 .
( 3 ) - اين سروده را پارهاى به « حرّ » نسبت دادهاند ، امّا مشهور اين است كه از آن « طرماح » مىباشد ؛ و ممكن است بگوييم « حرّ » نيز سرودهء « طرماح » را زمزمه كرده است ، كه اين نيز با موقعيت و جايگاه او - كه هنوز فرماندهى ستونى از سپاه استبداد را به عهده داشت و به اردوگاه آزادى نپيوسته بود - نمىسازد .