توحيد جهان توجيه توحيد و وحدت جامعه است كمااينكه شرك اعتقادى سايهاى است از شرك و ثنويّت حيات . با اين بيان بار ديگر جنبهء ماركسيستى جزوه روشن مىشود كه وجدان هركس را مولود و انعكاسى از وضع اجتماعى او مىدانند و مىتواند مبيّن نظر دوركهايم باشد نه نظر كارل ماركس .
آنچه در اين جزوه به چشم نمىخورد شخصيت امام حسين و آثار نهضت اوست .
مبناى جزوه بر اين است كه در جامعهء طبقاتى همهء تلاشها بىحاصل است . انقلابيون تاريخ ، وارث آدم يعنى انسان اشتراكى مىباشند و قيامشان براى حق بوده و حق يعنى عدالت ، برابرى ، يعنى اشتراكيت .
امام حسينِ اين جزوه همان امام حسين مظلوم و محكوم روضهخوانهاست كه هيچ نقشى در تاريخ ندارد ، با اين تفاوت كه امام حسينِ روضهخوانها لااقل سفرهء گريهاى براى توشهء آخرت پهن كرده و امام حسينِ اين جزوه - به وسيلهء روضهها و گريهها - ابزارى است در دست جناح حاكم براى بهرهكشى طبقهء محكوم .
در اين جزوه معبد هميشه در كنار قصر و دكان ، و روحانى همواره در كنار حاكم و سرمايهدار [ است ] ، و البته آنچه در كنار است معبد است - نه خصوص كليسا و يا دير و صومعه و يا كنشت و يا بتخانه - كه شامل مسجد هم مىشود . طبعاً تكليف روحانى هم روشن است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 673
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٧٣