تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 672

مساهمون:

ص٦٧٢
نظام حاكم بر تاريخ همواره همين بوده است و آنچه غير از اين بوده نهضتهايى بوده محكوم ، قيامها و انقلابهايى بوده دلسوزانه و مذبوحانه ، و چون زيربنا فاسد بوده ، از همهء آن نهضتها كه به وسيلهء ابراهيم‌ها و موساها و عيسىها و محمدها و علىها و حسين‌ها صورت گرفته نتيجهء معكوس گرفته شده است ، آنچه بنا بوده قاتق نان بشر بشود بلاى جانش شده و زنجير ديگر بر دست و پايش . آزادى سبطى بىدوام بوده ( ص 22 ) . نواى امام حسين ، خاموش اما بانگ گوساله‌هاى سامرى هميشه بلند است ( 24 ) . سرنوشت محتوم همهء وارثان آدم اسارت و گرفتارى است ( ص 28 ) . وراثت آزادى و عدالت و بيدارى ، نهضت محكوم تاريخ است و وراثت بردگى و بيداد و مذهب خواب ، نظام حاكم بر تاريخ ( ص 39 ) . امام حسين مظهر شكست آدم است ( ص 47 ) . در اين جزوه سرزمين بين النهرين سمبل تمام زمين و تاريخش نمايشگر تاريخ تمام زمين است . دو نهر دجله و فرات سمبل دو جناح متضاد بشرى است كه از هم جدا شده و در نزديكى بغداد به طور دروغين بهم مىپيوندند آنچنان كه در دورهء خلافت اسلامى اين وحدت دروغين پيدا شد ( صفحات 9 ، 29 ، 39 ) و بار ديگر به شكل فجيع‌ترى جنايت برقرار مىشود . همهء جنايتكاران جهان در هر يك از سه چهره در چهره‌هاى سه‌گانهء خلافت اسلامى ظهور و حلول مىكنند و بدبختىاى آغاز مىشود كه در جهان سابقه ندارد ( صفحات 15 ، 27 ، 28 ، 35 ) . آنچه بَدان همه دارند اين تنها دارد . سرنوشت دجله و فرات اين است كه در نهايت به دريا بريزند و آرامش يابند . سرنوشت بشريت و پايان تاريخ بشر نيز اشتراكيت و سوسياليسم است و تنها در آن وقت است كه بشر از بلاى مالكيت و نظام طبقاتى نجات مىيابد و زيربنا خراب مىشود و زيربناى واقعى عدل و داد واقعى درست مىشود . تلاشهاى انقلابيون تاريخ با زيربناى طبقاتى ، دلسوزانه ولى مذبوحانه و بىنتيجه بوده است . فقط با محو طبقات است كه جامعه به سعادت واقعى خويش نائل مىگردد ( ص 9 ) : الا بِالْاشْتِراكِيَّةِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوبُ . . امام حسين به سوى مرگ مىشتابد تنها و بىاميد ( ص 23 ) . او مظهر شكست آدم است و تعصبى بىحاصل به خرج مىدهد ( ص 47 ) . در اين جزوه به طور كلى كلمهء آدم يا انسان ، سمبل انسان سوسياليست است و