يكى از قرائن بر اينكه يزيد تحت تأثير افكار مسيحى بوده است همان شعر معروف وى است كه مىگويد :
شُمَيْسَةُ كَرْمٍ بُرْجُها قَعْرُ دَنِّها * وَ مَشْرِقُهَا الساقى وَ مَغْرِبُها فَمى
اذا نَزَلَتْ مِنْ دَنِّها فى زُجاجَةٍ * حَكَتْ نَفْراً بَيْنَ الْحَطيمِ وَ زَمْزَمِ
فَانْ حُرِّمَتْ يَوْماً عَلى دينِ احْمَدٍ * فَخُذْها عَلى دينِ الْمَسيحِ بْنِ مَرْيَمِ « 1 »
در مقدمهء بررسى تاريخ عاشورا از يعقوبى و ديگران اين حكايت معروف را نقل مىكند كه در سالى كه معاويه يزيد را با لشكرى براى فتح بلاد روم فرستاد ، در « غَذْقَذونَه » ( يا به نقل ابو الشهداء : فرقَدونه ) كه در آنجا ديرى بود به نام « دير مُرّان » اطراق كردند و يزيد در آن دير با أمّ كلثوم نامى مشغول عيّاشى و كيف شد ، و در اثر بدى هوا لشكر مبتلا به تب و آبله شدند و مرض به قسمى در اردوى مسلمين افتاد كه مثل برگ خزان روى زمين مىريختند و مىمردند و هرچه به يزيد اصرار كردند هرچه زودتر از اين سرزمين كوچ كنيم اعتنا نكرد ( اما ظاهراً ابو الشهداء مىنويسد : لشكر در نقطهء ديگرى دچار اين بيمارى شد و يزيد در اين دير مانده بود و ملحق به لشكر نمىشد تا اين خبر به او رسيد و اشعار ذيل را سرود ) و اين اشعار را سرود :
ما انْ ابالى بِما لاقَتْ جُمُوعُهُمْ * بِالْغَذْقَذونَةِ « 2 » مِنْ حُمّى وَ مِنْ مومِ
اذَا اتَّكَأْتُ عَلَى الْانْماطِ فى غُرَفٍ « 3 » * بِدَيْرِ مُرّانٍ عِنْدى امُّ كُلْثومِ « 4 »
مرثيههاى حسينى - رثاء جنّيان
در قمقام صفحات 509 - 513 قسمت زيادى از مراثى جنّىها را به صورت شعر نقل كرده است . بعيد نيست كه اين اشعار كه سراسر انتقاد و حنين و تحريك احساسات است ، از طرف علاقهمندان و شيعيان سروده مىشده است و چون از طرف حكومت
هامش
( 1 ) . [ خورشيد من كه از انگور است برج آن ته خمرهء شراب است ، و از مشرق دست ساقى طلوع كرده و به مغرب دهان من غروب مىنمايد . و چون از سبو در جام ريخته شود غلغل كردن و زيرورو شدن و حباب ساختنش حكايت از حجّاجى مىكند كه بين ديوار كعبه و چاه زمزم مشغول هروله هستند . پس اگر بر دين احمد حرام است تو آن را بر دين عيسى بگير و سركش . ]
( 2 ) . بالفرقدونة ( نسخه بدل ) .
( 3 ) . مرتفقاً ( نسخه بدل ) .
( 4 ) . [ مرا چه باك كه تمام لشكر اسلام در « غَذْقَذُونه » از مرض آبله و تب مردند . من اكنون در دير مُرّان بر بالشهاى پر قو تكيه داده و راحتم و امّ كلثوم در آغوش من است . ]