ملى و دينى كه بزرگترين سرمايههاست ، حتى از علم بالاتر است . پيغمبر به عرب چه داد ؟ شخصيت داد « 1 » . از چه راه ؟ از راه ايمان به مبادى اسلام كه طبعاً شخصيت آفرين است .
خسران شخصيت بالاترين خسرانهاست . ترسها ، زبونيها ، بردگيها ، چاپلوسيها ، توسرىخوريها همه مولود باختن شخصيت است .
امام حسين عليه السلام در ملت اسلام حماسه و غيرت ايجاد كرد ، حميت و شجاعت و سلحشورى به وجود آورد ، خونها را به جوش آورد « 2 » . شهادت امام حسين عليه السلام به شكلى نبود كه مرعوبيت ايجاد كند ، برعكس . . .
خاصيت مرعوبيت و استثمار فكرى و استسباع . داستان ازدواج زن سفيد و مرد سياه در لندن « 3 » نشانهاى از مرعوبيت است .
تقويت شخصيت به اين است كه عشق ، استغناء ، غيرت ، تحمل و بردبارى به وجود آورد ؛ ترس ، برده صفتى ، گداصفتى ، غرور نژادى و ملى را از ميان ببرد . همهء اينها در حماسهء حسينى وجود داشت .
حماسهء سيد الشهداء
1 . در ورقههاى « كرامت نفس ، محور اخلاق اسلامى » گفتيم كه در زمان ما اصطلاحى است كه مىگويند بعضى روحيهها فاقد حماسهاند و بعضى داراى حماسهاند ، و گفتيم كه حماسه ، نوعى احساس شخصيت است در مقابل ديگران « 4 » افرادى هستند در دنيا عارى و خالى از حماسه ؛ در خود ، همه احساس حقارت و تبعيّت و شكستخوردگى مىكنند ، هيچ فكر و عقيدهء قابل دفاعى در روح آنها وجود ندارد ، اگر دفاع كند فقط از مال و جان خود دفاع مىكند ، اما چيز ديگر قابل تعلّق و
هامش
( 1 ) . خاصيت شخصيت اين است كه مانع جذب شدن است . هر كمبودى قابل اصلاح است مگر بىشخصيتى .
( 2 ) . امام حسين عليه السلام الآن هم سوژه و سرمايهء بىنظيرى است و هميشه چنين خواهد بود .
( 3 ) . [ اين داستان در جلد اول حماسهء حسينى ( فصل اول ) نقل شده است . ]
( 4 ) . مىتوان گفت حماسه عبارت است از نازيدن به چيزى يا موضوع نازيدن و افتخار ، ولى به شرطى كه يادآورى او هيجان در روح او به وجود آورد و او را به حركت درآورد و آمادهء دفاع كند . و هم مىتوان حماسه را به « شور » ترجمه و تعريف كرد . رجوع شود به معناى لغوى و اصطلاحى اين كلمه .