قابل دفاعى ندارد از وطن و قوميت و نژاد و زبان و دين و آئين و حريت و كرامت ذاتى .
در گفتار آنها هيچ گونه ابراز شخصيت ديده نمىشود ، مانند حيوانى هستند كه به سخن درآمده باشد . ولى بعضيها در خود احساس شخصيت مىكنند ، نوعى حماسه در روح آنها هست . در ملت آلمان حماسهء « آلمان برتر از همه است » وجود داشت . در عرب نيز خوى تفوّق عرب بر غير عرب بود و اسلام با آن مبارزه كرد . كم و بيش در هر قومى نوعى حماسه هست ، و از نظر اسلام همهء حماسههاى قومى مذموم است .
اما نوعى حماسه است كه حماسهء انسانى است ، تعصب اگر ناميده شود تعصب ممدوح است . آن ، حماسهء كرامت نفس و آزادمنشى و عزت نفس و اينكه زندگى با عار قابل تحمل نيست مىباشد .
2 . آيا در قرآن آيات حماسى هست ؟ آيهء
« وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ »
« 1 » ، و آيهء كريمهء
« لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا »
« 2 » .
حماسه به طور كلى توجه به نوعى كيفيت معنوى زندگى است . چيزى كه هست بعضى كيفيتها موهوم و بىاساس است مثل اينكه « آلمان يا بايد معدوم شود و يا بر دنيا سيادت كند » و همچنين حماسههاى ديگر برترى طلبى و تقدمجويىها ؛ و نوعى كيفيت است كه واقعيت دارد و آن اينكه حيات شخص يا ملت ، محكوم ديگران نباشد ، انسان آزاد آفريده شده ( وَ لا تَكُنْ عَبْدَ غَيْرِكَ وَ قَدْ جَعَلَكَ اللَّهُ حُرّاً ) « 3 » ، يا اينكه شخص خود را آلوده نكند به دروغ و غيبت و خيانت به ديگران .
3 . در نفس المهموم ص 187 مىگويد : اين اشعار از سيد الشهداء است :
وَ انْ تَكُنِ الدُّنْيا تُعَدُّ نَفيسَةً * فَدارُ ثَوابِ اللَّهِ اعْلى وَ انْبَلُ « 4 »
هامش
( 1 ) . منافقون / 8 . [ عزّت از آن خدا و رسول او و مؤمنان است . ]
( 2 ) . نساء / 141 . [ و خداوند براى كافران بر مؤمنان راه ( تسلط ) قرار نداده است . ]
( 3 ) . نهج البلاغه ، نامهء 31 به حضرت امام حسن مجتبى عليه السلام . [ بندهء ديگرى مباش كه خداوند تو را آزاد آفريده است . ]
( 4 ) . [ و اگر دنيا نفيس و پربها به شمار مىآيد البته خانهء پاداش الهى ( آخرت ) برتر و نفيستر است . ]