عيدهاى ملى و مذهبى مقدم داشتن و گفتن « باى باى » ، « گودباى » ؛ بالأخره پذيرفتن شعارهاى بيگانه دليل بر عدم استقلال روحى و عدم حماسه است .
به قول اقبال بايد گِل كوزهء ما به دست خودمان تهيه شود نه به دست ديگران . و باز به قول او بايد آهن باشيم تا نان داشته باشيم ، نه به قول موسولينى : بايد آهن داشته باشيم تا نان داشته باشيم . اقبال مىگويد : بايد صلابت و حماسه داشته باشيم ؛ موسولينى مىگويد : بايد زور داشته باشيم .
26 . راست گفته آن كه گفته است :
كهن جامهء خويش پيراستن * به از جامهء عاريت خواستن
27 . استقلال فكرى و حماسه داشتن ، با اقتباس خوبيهاى علمى ، فنى ، هنرى و غيره از ديگران منافات ندارد . چيزى كه هست بايد در هاضمهء خود هضم برد نه اينكه در هاضمهء آنها هضم شد .
28 . ما ايرانيها اين عيب را داريم كه بيش از هر ملت ديگر تسليم شعارهاى پوچ بيگانگان مىشويم . در عين اينكه نسبت به حقايق تعصب نداريم ، نسبت به شعارهاى پوچ بيگانه هم زود تسليم مىشويم .
هنديها دانشمند درجه اولشان همان لباس و زىّ هندى را حفظ مىكند ( تاريخ علوم پىير روسو ) . « نهرو » سياستمدار لباس هندى را حفظ مىكند و مىخواهد بگويد من هندى هستم ، هندى بايد هندى بماند نه اينكه در هاضمهء اروپايى هضم شود . اما ما اگر ديديم فرنگى زُنّار بست ، دو تا به جاى يكى مىبنديم . به عبارت ديگر آمادگى كاملى براى استعمار فكرى داريم . استعمار فكرى بالاتر است زيرا [ در اين نوع استعمار ، شخص ] مثل دشمن فكر مىكند ، و حس نمىكند كه استعمار زده است .
ما بالاتر از استعمار فكرى را داريم ، استسباع فكرى داريم ، يعنى مثل يك حيوان مستسبَع به طرف آن كه ما را مىدرد مىدويم .
29 . ارزش استقلال فكرى و اعتماد به فلسفهء زندگى خود و احترام به سنن و نظامات خود ، از علم بالاتر است . ملت عالِم ممكن است در ملت ديگر هضم شود ، ولى ملتى كه احساس شخصيت و استقلال مىكند قابل هضم شدن نيست . الجزايرىها و ويتكنگها به دليل علمشان با استعمار فرانسه و آمريكا نجنگيدند بلكه به خاطر يك حماسهء روحى كه در آنها هست .
30 . مطابق نقل اقبالشناسى ص 69 ، به عقيدهء اقبال چند چيز است كه شخصيت