را حفظ كرده است . و اين بدان جهت است كه جهودها در جريان اينهمه گرفتارى و مصيبت ، نسبت به تراديسيونهاى خودشان وفادار ماندهاند . هر فرقه و جمعيتى در دوران سعادت و كامروايى خودش يك مقدار تراديسيونهاى سالم ايجاد مىكند و در روزهاى تيره و تارى كه دچار مصيبت و بدبختى مىشود تنها راه علاجش اين است كه به اين تراديسيونها چنگ بزند تا اينكه روز گشايش و فرج فرا رسد . » .
32 . شخصيت ، احساس منش است و اعلام وابستگى به شخصيت دينى يا ملّى يا مسلكى است .
ايضاً تعظيم شعارهاى دينى و ملى شرط حفظ شخصيت است .
شعار « بايد جسماً و روحاً ، ظاهراً و باطناً فرنگى شد » فتواى فنا و اضمحلال و هضم شدن در هاضمهء بيگانه است .
هدف استعمار فقط محو شخصيت و استقلال روحى و فكرى است ، نه جاهل ماندن ، نه ساختمان عالى نداشتن ، نه ظاهر پرزرق و برق نداشتن . اينها هدف نيست .
مىگويند در مَثَلْ : « الاغ مردهء ديگرى در نظر او قاطر است » .
دو چيز مقياس قضائى را بهم مىزند : عشق و حب ، ديگر مرعوبيت . بزرگترين خسرانها خسران شخصيت است . واى به حال ملتى كه افتخارش به اين باشد كه به زبان اجنبى سخن مىگويد ، آداب او را به كار مىبرد . . .
33 . آلمانيها گفتهاند ما در جنگ دوم همه چيز خود را باختيم مگر شخصيت خود را .
خلاصهء مطلب : .
الف . مىگوييم امام حسين با قيام و مبارزهء خود بنياد كاخ ظلم را واژگون ، و اسلام را تجديد حيات ، و درخت دين را آبيارى كرد . به چه نحو و چگونه ؟ به اين كه شخصيت معنوى مسلمانان را بيدار و احيا كرد ، در آنها حماسهاى را كه مرده بود زنده كرد . بحثى دربارهء شخصيت و فلسفهء مستقل زندگى داشتن و تعظيم و احترام شعائر
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 634
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٣٤