تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 577

مساهمون:

ص٥٧٧
عزيزان و ياران و همه چيز در راه امر به معروف و نهى از منكر بود ، به اين اصل ارزش و اعتبار و آبروى شايسته داد « 1 » ، يعنى در حالى كه ديگران آن را در مرز ضرر شخصى متوقف مىكنند و ارزش آن را پايين مىآورند ، نهضت حسينى مرزى براى آن نمىشناسد ؛ پس از همهء اينها ، آن چيزى كه به عنوان نتيجه‌گيرى بايد ذكر شود اين است كه ما چه كنيم كه ارزش پيدا كنيم ، به خودمان ارزش بدهيم ، قيمت خودمان را نزد خدا بالا ببريم ، نزد پيغمبر خدا بالا ببريم ، آبروى خودمان را نزد ساير ملل جهان بالا ببريم ، براى ما ارزش قائل شوند . ما چه كنيم ؟ و هم اينكه چه كنيم كه ارزش عزادارى حسين را بالا ببريم ؟ آن اينكه شعارهاى زنده و حسينى انتخاب كنيم نه « نوجوان اكبر من » كه يك شعار پيرزنى است ، يا : « زينب مضطرّم الوداع الوداع » . جواب اين سؤال را خداوند در قرآن داده است :
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
« 2 » . شما بهترين و با ارزش ترين مردم جهان هستيد در پرتو اين اصل مقدس : امر به معروف و نهى از منكر ، تعاون اجتماعى ، همدردى ، همبستگى ، احساس مسئوليت در مقابل جامعهء اسلامى . ما بايد فرصت‌شناس و موقع‌شناس باشيم . ما بايد بدانيم كه به قول سيد شرف الدين ( قريب به اين مضمون ) : لا يُقْضى عَلَى الْباطِلِ الّا عَنْ حَيْثُ جاءَ « 3 » . گفتيم كه ما نه تنها حوادثى كه روزگار در بطن خود مستتر دارد و مىپروراند درك نمىكنيم ، حتى ظاهرترين پديده‌ها را درك نمىكنيم . نيز گفتيم اشكال بيشتر ما در اين است كه آگاه نيستيم نه اينكه توانايى نداريم . محال است كه يك جمعيت هفتصد ميليونى « 4 » ، دنيا روى آنها حساب نكند . اكنون مثالى براى هر دو مطلب ذكر مىكنيم كه اولًا ناآگاهى ما چقدر است ؟ و
هامش
( 1 ) . مقصود اين است كه ارزش امر به معروف براى ما را بالا برد ، و اما ارزش فى نفسه آن كه در جاى خود ثابت است . ( 2 ) . آل عمران / 110 . ( 3 ) . [ باطل را جز از همان جايى كه برخاسته نمىتوان سركوب كرد . ] ( 4 ) . [ مطابق آمار آن زمان ]