وظيفهء خطيرى كه نامش مسئوليت عمومى اجتماعى « 1 » براى پيشبرد هدفهاى اسلامى است نداشتهايم . نه آگاهى ما كامل بوده و نه قدرت اجرائى ما . لهذا ما زيانى كه از راه انجام و اجراى جاهلانهء اين اصل بردهايم ، از ناحيهء ترك آن نبردهايم . مظاهر فعاليت ما در اين راه نشان مىدهد كه ما تا چه حد آمادگى داشتهايم . به عبارت ديگر كارنامهء ما در امر به معروف و نهى از منكر خيلى خراب و سياه است . معلوم مىشود آگاهى ما تا چه حد بوده و قدرت ما تا چه حد . البته اشكال كار ما بيشتر در ناحيهء آگاهى است نه در ناحيهء قدرت « 2 » ، و هر دو شرط به اصطلاح شرط وجودند نه شرط وجوب ؛ يعنى شرطى هستند كه بايد آنها را تحصيل كرد . نمونههاى كار ما ، از حساسيتهاى ما دربارهء مسائل ، كتابهايى كه منتشر مىكنيم كه تا چه حد با پيشبرد هدفهاى اسلامى منطبق است ؛ پولهايى كه انفاق مىكنيم ؛ تبليغهايى كه مىكنيم ؛ مسائلى كه بيشتر فكر ما را به خود مشغول مىسازد ؛ از اينها مىتوان فهميد كه چه اندازه ما ارزش اين اصل را درك كردهايم .
5 . مطلب پنجم اين است كه كارنامهء ما دربارهء اين اصل چگونه است ؟ متأسفانه ما كارنامهء درخشانى در اجراى اين اصل نداريم . كارهاى ما تحت اين عنوان به جاى اينكه امر به معروف و نهى از منكر باشد ، نوعى منكر بوده است . فعاليتهاى ما در اين زمينه چه به صورت تبليغ ، يا كتاب و نوشته ، يا هيئتهاى اعزامى به خارج ، يا صرف پول ، يا ايجاد مؤسسه و يا هر شكل ديگر ، صفر و يا نزديك به صفر بوده است .
6 . هر يك از امر به معروف و نهى از منكر ، مراتب و اقسامى دارد : لفظى ، عملى ؛ مستقيم ، غير مستقيم ؛ فردى و اجتماعى .
7 . آخرين مطلب اين است كه پس از آنكه ارزش اين اصل را از نظر اسلام و در مقام ثبوت دانستيم ، و پس از آنكه دانستيم ارزش بيشتر نهضت حسينى از ناحيهء اين عنصر است « 3 » ، و پس از آنكه دانستيم نهضت حسينى كه تا پاى گذشت از جان و
هامش
( 1 ) . و به عبارت ديگر نشانهء كامل همبستگى ماست ، نشانهء كامل اين است كه « الْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً ، الْمُسْلِمونَ تَتَكافَؤُ دِماؤُهُمْ . . . » . خلاصه ، نتيجهء مطلب ، همبستگى ، همدردى و نيروست ، وحدت است ، شخصيت است .
( 2 ) . در اين ناحيه است كه به اوضاع زمان خودمان واقف نيستيم ؛ نه تنها جرياناتى را كه در بطن حوادث مستتر است درك نمىكنيم و رشد نداريم ، حتى پديدههاى بسيار ظاهر را هم نمىبينيم .
( 3 ) . اين عنصر است كه ايجاب مىكند دامنهء انقلاب به هر شكل و به هر قيمت گسترش يابد و حتى نقشه براى توسعهء خونريزى و انقلاب كشيده شود و افراد به جلو شمشير براى كشته شدن دعوت شوند ، و اين عنصر است كه ايجاب مىكند اعتراض و انتقاد و اعلام جرم و فرياد عدالتخواهى با خون نوشته شود كه به هيچ وجه پاك نشود همچنانكه هر فرياد عدالتخواهى و انسانى كه با اين مركّب گرانبها نوشته شد هرگز پاك نشد .