تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
مولوى در جلد سوم مثنوى داستان ظهور روح القدس را بر مريم به نحو عالى ذكر كرده است . مجموع شباهتها با عيسى عليه السلام : در مادر از نظر سيدة النساء بودن ، صدّيقه بودن ، بتول عَذرا بودن ، مخاطب ملائكه بودن ؛ در مدت حمل ، در كراهت حمل ، در بِرّ به والده و والدين ، و در
إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ
و
إِنِّي مِنَ الْمُسْلِمِينَ
، در اعتقاد تفديه ، در مبارك بودن ، در بزرگداشت ولادت و وفات ، در عدم سابقهء اسمى ، و در انصار و حواريين ، و با يحيى در شهادت . 7 . در نمرهء 5 گفتيم كه ما و مسيحيان ولادت و كشته شدن هر يك از حضرت سيد الشهداء و مسيح را بزرگ مىداريم با اين تفاوت كه آنها در هر دو مورد جشن مىگيرند و ما تنها ولادت را جشن مىگيريم و در شهادت امام حسين سوگوارى مىكنيم ، و آنها روزى را كه به عقيدهء خودشان مسيح در آن روز بعد از كشته شدن عروج كرده نيز جشن مىگيرند . ديگر اينكه جشن آنها به شكل جشنهاى ملى و قومى است يعنى خالى از روحانيت و معنويت و اخلاق است ، همه رقص و شراب و مستى و پايكوبى و دست افشانى و فسق و فجور است ؛ اما جشن ولادت حسينى مقرون است به شكوه معنوى و تشكيل مجالس وعظ و خطابه و اشك شوق ريختن و كسب تقرّب به خداوند ، و تعليم و تربيت . يادم هست در ايام اقامت در قم كتابى از « محمد مسعود » خواندم كه در آن مقايسه‌اى كرده بود بين نوع بزرگداشت مسيحيان كشته شدن عيسى را ( به زعم خودشان ، و اما به عقيدهء ما كه از قرآن متَّخَذ است :
وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ
« 1 » ) و بزرگداشت ما شهادت أبا عبد اللَّه را ، و ترجيح داده بود كار آنها را از اين نظر كه آنها شهادت پيشواى خود را موفقيت مىشمارند و ما شكست ؛ لهذا آنها شادى مىكنند و ما مىگرييم . بعدها من اين اعتراض را از ديگران هم شنيدم و يكى از رموز تقدم آنها و تأخر ما را همين مطلب ذكر مىكردند . در جواب عرض مىكنم : اعتراض كننده‌ها از يك نكته غافل مانده‌اند و آن اينكه اگر ما قضيه را تنها با مقياس شخصى و اخلاق فردى بسنجيم ، مطلب همان است كه آن آقايان گفته‌اند . از اين نظر در منطق خود اسلام
هامش
( 1 ) . نساء / 157 [ نه او را كشتند و نه به دارش آويختند و ليكن امر بر آنها مشتبه شده است . ]