هم شهادت موفقيت است نه شكست . مگر نه اين است كه على عليه السلام همواره آرزوى شهادت مىكرد و مىگفت : « لالْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ اهْوَنُ عَلَىَّ مِنْ ميتَةٍ عَلى فِراشٍ . . . » « 1 » ، مگر نمىگفت : « وَ اللَّهِ لابْنُ ابى طالِبٍ انَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْىِ امِّهِ » « 2 » . مگر بلافاصله پس از ضربت خوردن از ابن ملجم نگفت : « فُزْتُ وَ رَبِّ الْكَعْبَةِ » « 3 » . مگر در وقتى كه در بستر افتاده بود نگفت : « . . . وَ ما كُنْتُ الّا كَقارِبٍ وَرَدَ وَ طالِبٍ وَجَدَ » « 4 » . مگر سيد الشهداء نگفت : « وَ ما اوْلَهَنى الى اسْلافِى اشْتياقَ يَعْقوبَ الى يوسُفَ » « 5 » . مگر نگفت : « لا ارَى الْمَوْتَ الّا سَعادَةً وَ لَا الْحَياةَ مَعَ الظّالِمينَ الّا بَرَماً » « 6 » .
اين مطلب را با مقياس ديگرى هم بايد سنجيد و آن ، مقياس اجتماعى است . در همهء دستورات مسيح شايد يك دستور اجتماعى خالص پيدا نشود « 7 » اما اسلام يك سلسله تعليمات اجتماعى دارد . اسلام يك سلسله حبّ و بغضهاى منطقى دارد . دستور ائمهء اطهار به اقامهء عزاى حسين بن على عليه السلام - همانطور كه در سخنرانيهاى عاشوراى 82 تحت عنوان « خطابه و منبر » « 8 » گفتيم - به خاطر تشفّى قلب حضرت زهرا فى المثل نيست ، حضرت زهرا اجَلُّ شأناً از اين امور است ؛ براى احياء نيت حضرت سيد الشهداء و حضرت زهراست . از اين جهت اظهار تأثر مىشود كه چرا چنين حادثهاى واقع شد . به منزلهء « آخ » است كه مبادا تجديد شود . براى تقويت روح مبارزه است . البته تجليل شهادت و جشن شهادت نيز اگر به شكل معنوى و اخلاقى باشد نه آنطور كه فعلًا در عيد كريسمس معمول است ، ممكن است تشويق به جهاد در او باشد ؛ اما تشويق به تنهايى كافى نيست ؛ حبّ و بغض بايد با هم توأم باشد تا روح مبارزه در شخص پيدا بشود « 9 » . احياء روح مبارزه به اين است كه مظاهر ظلم و كفر
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 121 . [ همانا هزار ضربه شمشير براى من از مردن در بستر آسانتر است . ]
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 5 . [ به خدا سوگند انس پسر أبي طالب به مرگ از انس كودك به پستان مادرش بيشتر است . ]
( 3 ) . مناقب ابن شهرآشوب ، ج 3 / ص 312 .
( 4 ) . نهج البلاغه ، نامهء 23 . [ و من نيستم جز مانند جويندهء آبى كه بدان برسد ، و يابندهاى كه به خواستهاش دست يابد . ]
( 5 ) . لهوف ، ص 25 .
( 6 ) . تحف العقول ، ص 245 .
( 7 ) . در اواخر تحف العقول بعضى دستورات در مورد ظلم از عيسى عليه السلام نقل شده .
( 8 ) . [ اين سخنرانيها در كتاب ده گفتار اثر استاد شهيد به چاپ رسيده است . ]
( 9 ) . و به عبارت ديگر مكتب عزاى حسينى مكتب تأثّر محض نيست ، مكتب ثوره و انقلاب است . در طول تاريخ اسلامى اين حادثه منشأ انقلابها شده و كاخهاى ظلم را در اثر برانگيختن تأثر و بغض منطقى و اجتماعى واژگون كرده است و در آينده نيز خواهد كرد .