تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491

مساهمون:

ص٤٩١
اطاعت از يزيد دعوت خواهند كرد . علىهذا از نظر امام خلافت يزيد چيز تازه و غير مترقّبى نبود .

جمع كردن اصحاب در شب عاشورا و سخن با آنها - درس توحيد و ايمان . و عظمت و شكست‌ناپذيرى ( در حال نامساعد بودن همهء شرايط )

از مظاهر درخشندهء حادثهء كربلا و از تجلّيات بزرگ الهى آن ، موضوع جمع كردن حسين بن على عليه السلام در شب عاشورا اصحاب خود را و سخنرانى براى آنها به آن شكل است . بايد در نظر داشت كه اين سخنرانى در شب عاشوراست ، هنگامى است كه عوامل محيط از هر جهت نامساعد و نااميدكننده است . در چنين شرايطى هر سردار و رهبرى كه تنها مادى فكر كند ، جز لب به شكايت باز كردن كارى ندارد ؛ منطقش اين است : افسوس كه بخت با ما مساعد نشد ، تُف بر اين روزگار و بر اين زندگى ! مثل ناپلئون مىگويد : طبيعت با من مساعدت نكرد ؛ همهء سخنانش شكايت از روزگار و اظهار يأس است . آنچه شرايط را براى او سخت‌تر مىكند اين است كه زنان و فرزندان و خواهرانش تا 24 ساعت ديگر اسير دست دشمن مىشوند . براى يك مرد غيور و فداكار ، اين خيلى ناگوارتر است . در يك همچو شرايطى ديگران چه كرده‌اند ؟ ما در تاريخ مىخوانيم كه المقنّع وقتى كه محصور شد و در شرايط نامساعد و نااميدكننده‌اى قرار گرفت ، اول خاندان خود را كشت ، بعد خودش را . همچنين است يكى از خلفاى اموى هنگام گرفتارى . تاريخ از اين نمونه‌ها بسيار دارد . اما حسين بن على عليه السلام وقتى كه شروع كرد به سخنرانى ، گفت : « اثْنى عَلَى اللَّهِ احْسَنَ الثَّناءِ وَ احْمَدُهُ عَلَى السَّرّاءِ وَ الضَّرّاءِ . اللَّهُمَّ انّى احْمَدُكَ . . . » . با اين همه شرايط نامساعد مادى ، دم از رضا و سازگارى با عوامل مىزند ! چرا ؟ چون در شرايط معنوى مساعدى زيست مىكند . او اعتقاداً و عملًا موحّد و خداپرست است و بعلاوه او به نتيجهء نهايى كار خود آگاه است . او هدفش مثل اسكندر و ناپلئون جهانگيرى نبود كه خود را شكست خورده بداند ، هدفش اعلاى كلمهء حق بود و از اين نظر كار خود را بسيار سودمند و مؤثر مىديد .