تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
در اين مرحله يعنى مرحلهء امتناع از بيعت ، تكليف امام حسين يك تكليف منفى است ( مانند مرحلهء چهارم و پنجم ) : بيعت نكردن ؛ بر خلاف مرحله اول و سوم كه تكليف مثبت پيدا مىكند . از اين نظر امام حسين « نه » مىگويد ، بايد دست خود را عقب بكشد ، بايد جا خالى كند . از نظر اين تكليف اگر امام از كشور خارج مىشد وظيفهء خود را انجام داده بود ، اگر به ميان كوهها مىرفت كه دسترسى به او نبود ( به قول ابن عباس « شعاب الجبال » ) بازهم وظيفهء خود را انجام داده بود ، اگر فرضاً در خانه‌ها مخفى شده بود بازهم وظيفهء خود را انجام داده بود ، ولى اگر بيعت زورى و اكراهى انجام مىداد معذور نبود . اكراه از نظر اسلام شامل اين مسائل نمىشود . « رُفِعَ مَا اسْتُكْرِهوا عَلَيْهِ » و « لا ضَرَرَ وَ لا ضِرارَ » شامل جايى كه ضرر بر اسلام وارد شود نيست ، مثل اينكه كسى را مجبور كنند كه عليه اسلام كتاب بنويسد يا قرآن را تخطئه كند . در اينجا اين نكته گفته شود كه بعضى مىگويند : چرا امام حسين در زمان معاويه اقدام نكرد و بعضى ديگر جواب مىدهند : چون در آن وقت موضوع صلح امام حسن در بين بود و امام نمىخواست بر خلاف عهد برادرش رفتار كند . اين سخن درست نيست ، زيرا معاويه خودش آن پيمان را نقض كرده بود . قرآن كريم عهد و پيمان را محترم مىشمارد تا وقتى كه ديگرى محترم بشمارد . قرآن نمىگويد اگر طرف نقض كرد تو بازهم وفادار بمان ، بلكه مىگويد :
« فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ »
« 1 » . البته عهد با كافر هم محترم است . پيغمبر اكرم با قريش در حديبيه قرارداد بست و چون نقض از ناحيهء آنها شروع شد ، پيغمبر اكرم هم آن را ورق پاره‌اى بيش نشمرد . بلكه سرّ عدم قيام سيد الشهداء اين بود كه انتظار فرصت بهتر و بيشترى را مىكشيد . اسلام تاكتيك و انتظار فرصت بهتر را جايز بلكه واجب مىداند . مسلماً فرصت بعد از مردن معاويه از زمان معاويه بهتر بود . امام در زمان خود معاويه نيز ساكت نبود ، دائماً اعتراض مىكرد . به وسيلهء نامه كه به معاويه نوشت « 2 » حضوراً با او محاجّه كرد . اكابر مسلمين را جمع كرد و با آنها صحبت كرد . براى قيام به سيف ، بهترين وقت را اين دانست كه صبر كند معاويه بميرد . امام قطع داشت كه معاويه يزيد را نصب كرده و بعد از مردن معاويه ، مردم را به
هامش
( 1 ) . توبه / 7 . ( 2 ) . رجوع شود به مقدمهء بررسى تاريخ عاشورا و به سرمايهء سخن .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 490 | مرتضى مطهرى