مرحلهء زبان
درجهء دومى كه علما و دانشمندان براى نهى از منكر ذكر كردهاند مرحلهء زبان است ، مرحلهء پند و نصيحت و ارشاد است . يعنى بسا هست آن بيمارى كه دچار منكرى هست و عمل زشتى را مرتكب مىشود ، به خاطر جهالت و نادانى اوست ، تحت تأثير يك سلسله تبليغات قرار گرفته است ، احتياج به مربى دارد ، احتياج به هادى و راهنما و معلم دارد ، احتياج به روشنكننده دارد ، احتياج به فردى دارد كه با او تماس بگيرد ، با كمال مهربانى با او صحبت كند ، موضوع را با او در ميان بگذارد ، معايب و مفاسد را براى او تشريح كند تا آگاه شود و بازگردد . اين مرحله نيز يك درجه از « نهى از منكر » است ، به اين معنى كه در مواردى كه كسى با ما تماس دارد و به يك عمل منكر و زشتى ابتلا دارد و ما مىتوانيم با منطقى روشنگر او را به ترك آن عمل قانع كنيم ، بر ما واجب است كه با چنين منطقى با آن شخص تماس بگيريم .
مرحلهء عمل
مرحلهء سوم مرحلهء عمل است . گاهى طرف در درجهاى و در حالى است كه نه اعراض و هجران ما تأثيرى بر او مىگذارد و نه مىتوانيم با منطق و بيان و تشريح مطلب ، او را از منكر بازداريم ، بلكه بايد وارد عمل شويم ؛ اگر وارد عمل شويم ، مىتوانيم . چطور وارد عمل شويم ؟ وارد عمل شدن ، مختلف است . معناى وارد عمل شدن تنها زور گفتن نيست ، كتك زدن و مجروح كردن نيست . البته نمىگويم در هيچ جا نبايد تنبيهِ عملى شود . بله ، مواردى هم هست كه جاى تنبيه عملى است . اسلام دينى است كه طرفدار حدّ است ، طرفدار تعزير است ؛ يعنى دينى است كه معتقد است مراحل و مراتبى مىرسد كه مجرم را جز تنبيه عملى چيز ديگرى تنبيه نمىكند و از كار زشت بازنمىدارد . اما انسان نبايد اشتباه كند و خيال كند كه همهء موارد ، موارد سختگيرى و خشونت است .
على عليه السلام دربارهء پيغمبر اكرم اينطور تعبير مىكند : « طَبيبٌ دَوّارٌ بِطِبِّه ، قَدْ احْكَمَ مَراهِمَهُ وَ احْمى مَواسِمَهُ » « 1 » مىفرمايد : او طبيب بود ؛ پزشكى بود كه بيمارها و بيماريها را معالجه مىكرد . بعد به اعمال اطبّاء تشبيه مىكند كه اطبّاء ، هم مرهم مىنهند و هم
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 107