كار زشت را مرتكب مىشود ، فلان گناه قطعى و مسلّم را مرتكب مىشود . يكى از درجات و مراتب امر به معروف و نهى از منكر و در واقع يكى از اقسام تنبيه كه در مواردى بايد اجرا شود اين است كه شما نسبت به او سردى نشان دهيد ، بىاعتنايى كنيد و آن صميميتى را كه سابقاً به او نشان مىداديد بعد از اين نشان ندهيد . اين خود ، نوعى تنبيه است . البته انسان بايد در باب امر به معروف و نهى از منكر منطق به كار ببرد ، عمل او منطبق با منطق باشد . اين در موردى است كه اگر شما با آن شخصى كه با او صميميت داريد قطع رابطه كنيد و نسبت به او سردى نشان دهيد ، اين عمل شما نسبت به او تنبيه باشد و تنبيه تلقى شود ؛ يعنى تحت يك زجر و شكنجهء روحى قرار گيرد و اين عمل شما در جلوگيرى از كار بد او تأثير داشته باشد ، و الّا مواردى هم هست كه كسى ، فرزند شما ، دوست شما ، جوانى ، مبتلا به عادت زشتى شده است و رابطهء او با شما روى عادتى است كه از گذشته داشته است . چه بسا از اينكه شما با او قطع رابطه كنيد استقبال مىكند تا او هم با شما قطع رابطه كند و آزادتر دنبال منكرات و كارهاى زشت برود . در اينجا قطع رابطهء شما با او نه تنها اثر تنبيهى ندارد بلكه اثر تشويقى نيز دارد ، يعنى او را بيشتر در كار خود آزاد مىگذاريد و عملًا به آن كار تشويق مىكنيد . در چنين مواردى اين كار درست نيست . پس اينكه علما مىگويند يكى از درجات امر به معروف و نهى از منكر اعراض و هجر است ، در موردى است كه كار شما اثر بگذارد و اثر آن هم تنبيه طرف باشد .
البته اعراض و هجر ديگرى نيز هست كه نهى از منكر نيست و عنوان ديگرى دارد :
شما با خانوادهاى محشور بودهايد ، رابطهء دوستى و احياناً خويشاوندى داشتهايد ، مىبينيد اين خانواده فاسد شده است . به خاطر حفظ خود و خانوادهتان ( براى اينكه معاشرت با بيمار ، بيمارى مىآورد : « مىرود از سينهها در سينهها / از ره پنهان صلاح و كينهها » افراد به طور مخفى در يكديگر اثر مىگذارند ) و براى اينكه عادت زشت آنها در خانوادهء شما سرايت نكند ، با آنها قطع رابطه مىكنيد . حساب اين مورد از موارد ديگر جداست .
پس در مواردى كه انسان خود بهتر تشخيص مىدهد ، در مواردى كه انسانى دچار عادت زشتى شده است كه اگر شما دوستى خود را با او ادامه دهيد به منزلهء تشويق اوست ولى اگر با او قطع رابطه كنيد زجر روحى مىكشد و تنبيه مىشود ، قطعاً بر شما واجب است كه با اين شخص قطع رابطه كنيد ، از او اعراض كنيد . اين يك درجه است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 246
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٢٤٦