تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
الا وَ انَّ الدَّعِىَّ بْنَ الدَّعِىِّ قَدْ رَكَزَ بَيْنَ اثْنَتَيْنِ بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ ، وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ يَأْبَى اللَّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ الْمُؤْمِنونَ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ « 1 » . اين روح ، از روز اول تا لحظهء آخر در وجود مقدس حسين بن على عليه السلام متجلى بود ، به قول خودش جزء خون و حياتش شده بود ، امكان نداشت از حسين جدا شود . در لحظات آخر [ حيات ] أبا عبد اللَّه ، وقتى در آن گودى قتلگاه افتاده است و قدرت حركت كردن ندارد ، قدرت جنگيدن با دشمن ندارد ، قدرت ايستادن بر سر پا ندارد و به زحمت مىتواند حركت كند ، باز مىبينيم از سخن حسين غيرت مىجهد ، عزت تجلى مىكند ، بزرگوارى پيدا مىشود . لشكر مىخواهند سر مقدسش را از بدن جدا كنند ولى شجاعت و هيبت سابق اجازه نمىدهد . بعضى مىگويند نكند حسين حيلهء جنگى به كار برده كه اگر كسى نزديك شد ، حمله كند و در مقابل حملهء او كسى تاب مقاومت ندارد . نقشهء پليد و نامردانه‌اى مىكشند ، مىگويند اگر به سوى خيمه‌هايش حمله كنيم او طاقت نمىآورد . امام حسين افتاده است . من نمىتوانم آن حالت أبا عبد اللَّه را مجسم كنم . لشكر به طرف خيام حرمش حمله مىكند . يك نفر فرياد مىكشد : حسين ، تو زنده‌اى ؟ ! به طرف خيام حرمت حمله كردند ! امام به زحمت روى زانوهاى خود بلند مىشود ، به نيزه‌اش تكيه مىكند و فرياد مىكشد : « وَيْلَكُمْ يا شيعَةَ آلِ ابى سُفْيانَ ، انْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دينٌ وَ لا تَخافونَ الْمَعادَ فَكونوا احْراراً فى دُنْياكُمْ » « 2 » اى مردمى كه خود را به آل ابو سفيان فروخته‌ايد ، اى پيروان آل ابو سفيان ! اگر خدا را نمىشناسيد ، اگر به قيامت ايمان و اعتقاد نداريد ، حريت و شرف انسانيت شما كجا رفت ؟ ! شخصى مىگويد : ما تَقولُ يَا بْنَ فاطِمَةَ ؟ پسر فاطمه چه مىگويى ؟ فرمود : « انَا اقاتِلُكُمْ وَ انْتُمْ تُقاتِلونَنى وَ النِّساءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُناحٌ » طرف شما من هستم ، اين پيكر حسين حاضر و آماده است براى اينكه آماج تيرها و ضربات شمشيرهاى شما واقع شود . ولى روح حسين حاضر نيست او زنده باشد و ببيند كسى به نزديك خيام حرم او مىرود . و لا حول و لا قوّة الّا باللَّه العلى العظيم ، و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطاهرين .
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، ص 241 . ( 2 ) . اللهوف ، ص 50 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 210 | مرتضى مطهرى