تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
موروثى نبود ؛ مسأله‌اى بود كه دربارهء آن تنها دو طرز فكر وجود داشت : يك طرز فكر اين بود كه خلافت فقط و فقط شايستهء كسى است كه پيغمبر به امر خدا او را منصوب كرده باشد ، و فكر ديگر اين بود كه مردم حق دارند خليفه‌اى براى خودشان انتخاب كنند . به هر حال اين مسأله در ميان نبود كه يك خليفه تكليف مردم را براى خليفهء بعدى معين كند ، براى خود جانشين معين كند ، او هم براى خود جانشين معين كند و . . . و ديگر مسألهء خلافت نه داير مدار نصّ پيغمبر باشد و نه مسلمين در انتخاب او دخالتى داشته باشند . يكى از شرايطى كه امام حسن در آن صلحنامه گنجاند ولى معاويه صريحاً به آن عمل نكرد ( مانند همهء شرايط ديگر ) بلكه امام حسن را مخصوصاً با مسموميت كشت و از بين برد كه ديگر موضوعى براى اين ادعا باقى نماند و به اصطلاح مدعى در كار نباشد ، همين بود كه معاويه حق ندارد تصميمى براى مسلمين بعد از خودش بگيرد ؛ خودش هر مصيبتى براى دنياى اسلام هست هست ، بعد ديگر اختيار با مسلمين باشد و به هر حال اختيار با معاويه نباشد . اما تصميم معاويه از همان روزهاى اول اين بود كه نگذارد خلافت از خاندانش خارج شود و به قول مورخين كارى كند كه خلافت را به شكل سلطنت درآورد . ولى خود او احساس مىكرد كه اين كار فعلًا زمينهء مساعدى ندارد . دربارهء اين مطلب زياد مىانديشيد و با دوستان خاص خود در ميان مىگذاشت ولى جرأت اظهار آن را نداشت و فكر نمىكرد كه اين مطلب عملى شود . آن طورى كه مورخين نوشته‌اند كسى كه او را به اين كار تشجيع كرد و مطمئن ساخت كه اين كار عملى است ، مُغيرة بن شُعبه بود ، آن هم به خاطر طمعى كه به حكومت كوفه بسته بود . قبلًا حاكم و والى كوفه بود ؛ از اينكه معاويه او را معزول كرده بود ناراحت بود . او از نقشه‌كش‌ها و زيركها و به اصطلاح از دُهات عرب است . براى اينكه دومرتبه به حكومت كوفه برگردد ، نقشه‌اى كشيد به اين صورت كه به شام رفت و به يزيد بن معاويه گفت : نمىدانم چرا معاويه دربارهء تو كوتاهى مىكند ، ديگر معطلِ چيست ؟ چرا تو را به عنوان جانشين خودش به مردم معرفى نمىكند ؟ يزيد گفت : پدرم فكر مىكند كه اين قضيه عملى نيست . گفت : نه ، عملى است . شما از كجا بيم داريد ؟ فكر مىكنيد مردمِ كجا عمل نخواهند كرد ؟ هرچه معاويه بگويد ، مردم شام اطاعت مىكنند و از آنها نگرانى نيست . اما مردم مدينه ، اگر فلان كس را به آنجا بفرستيد او اين وظيفه را انجام مىدهد . از همه جا مهمتر و خطرناكتر عراق ( كوفه ) است ، اين هم به
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 200 | مرتضى مطهرى