تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
بحث ما دربارهء « عنصر امر به معروف و نهى از منكر در نهضت حسينى » است . اوّلًا بحث دربارهء اين است كه آيا اين عنصر در نهضت حسينى دخالت داشته است يا نه ، و به عبارت ديگر آيا يكى از چيزهايى كه امام حسين ( ع ) را وادار به حركت و نهضت كرد ، امر به معروف و نهى از منكر بود يا نه ؟ و ثانياً درجهء دخالت اين عنصر در اين نهضت چه اندازه است ؟ . همه مىدانيم كه فلسفهء عزادارى و تذكر امام حسين عليه السلام كه به توصيهء ائمّهء اطهار سال به سال بايد تجديد شود ، آموزندگى آن است ؛ به خاطر آن است كه [ اين نهضت ] يك درس تاريخى بسيار بزرگ است . براى اينكه انسان يك درس را مورد استفادهء خودش قرار بدهد ، اول بايد آن درس را بفهمد و حل كند . امشب من دربارهء مجموع عناصرى كه در نهضت حسينى مؤثر بوده‌اند به طور اجمال بحث مىكنم . سپس دربارهء امر به معروف و نهى از منكر كه عنصر اصلى اين نهضت است ، بحث بيشتر و مبسوطتر و مشروحترى مىكنم . در نهضت حسينى عوامل متعددى دخالت داشته است و همين امر سبب شده است كه اين حادثه با اينكه از نظر تاريخى و وقايع سطحى طول و تفصيل زيادى ندارد ، از نظر تفسيرى و از نظر پى بردن به ماهيت اين واقعهء بزرگ تاريخى ، بسيار پيچيده باشد . يكى از علل اينكه تفسيرهاى مختلفى دربارهء اين حادثه شده و احياناً سوء استفاده‌هايى از اين حادثه عظيم و بزرگ شده است ، پيچيدگى اين داستان است از نظر عناصرى كه در به وجود آمدن اين حادثه مؤثّر بوده‌اند . ما در اين حادثه به مسائل زيادى برمىخوريم ؛ در يك جا سخن از بيعت خواستن از امام حسين و امتناع امام از بيعت كردن است ، در جاى ديگر دعوت مردم كوفه از امام و پذيرفتن امام اين دعوت راست ، در جاى ديگر امام به طور كلى بدون توجه به مسألهء بيعت خواستن و امتناع از بيعت و بدون اينكه اساساً توجهى به اين مسأله بكند كه مردم كوفه از او بيعت خواسته‌اند ، او را دعوت كرده‌اند يا نكرده‌اند ، از اوضاع زمان و وضع حكومت وقت انتقاد مىكند ، شيوع فساد را متذكر مىشود ، تغيير ماهيت اسلام را يادآورى مىكند ، حلال شدن حرامها و حرام شدن حلالها را بيان مىنمايد ، و آن وقت مىگويد : وظيفهء يك مرد مسلمان اين است كه در مقابل چنين حوادثى ساكت نباشد . در اين مقام مىبينيم امام نه سخن از بيعت مىآورد و نه سخن از دعوت ، نه سخن از بيعتى كه يزيد از او مىخواهد و نه سخن از دعوتى كه مردم كوفه از او كرده‌اند .