تفاوت روش زاهد و راهب از دو جهان بينى مختلف ناشى مىشود . از نظر راهب ، جهان دنيا و آخرت دو جهان كاملًا از يكديگر جدا و بىارتباط به يكديگرند ؛ حساب سعادت جهان دنيا نيز از حساب سعادت آخرت كاملًا جداست بلكه كاملًا متضاد با يكديگرند و غيرقابل جمع ؛ طبعاً كار مؤثر در سعادت دنيا نيز از كار مؤثر در سعادت آخرت مجزاست و به عبارت ديگر وسايل سعادت دنيا با وسايل سعادت آخرت مغاير و مباين است ؛ امكان ندارد يك كار و يك چيز هم وسيلهء سعادت دنيا باشد و هم وسيلهء سعادت آخرت .
ولى در جهان بينى زاهد ، دنيا و آخرت به يكديگر پيوستهاند ، دنيا مزرعهء آخرت است . از نظر زاهد آنچه به زندگى اين جهان سامان مىبخشد و موجب رونق و صفا و امنيت و آسايش آن مىگردد اين است كه ملاكهاى اخروى و آنجهانى وارد زندگى اينجهانى شود ، و آنچه مايه و پايهء سعادت آنجهانى است اين است كه تعهدات و مسؤوليتهاى اينجهانى خوب انجام شود و با ايمان و پاكى و طهارت و تقوا توأم باشد .
حقيقت اين است كه فلسفهء زهد زاهد و رهبانيت راهب كاملًا مغاير يكديگر است . اساساً رهبانيت تحريف و انحرافى است كه افراد بشر از روى جهالت يا اغراض سوء در زمينهء تعليمات زهدگرايانهء انبياء ايجاد كردهاند .
اينك با توجه به متون تعليمات اسلامى ، فلسفهء زهد را به مفهومى كه تشريح كرديم توضيح مىدهيم .
زهد و ايثار
يكى از فلسفههاى زهد ايثار است . « أثرة » و « ايثار » هر دو از يك ريشهاند .
« اثرة » يعنى خود را و منافع خود را بر ديگران مقدم داشتن ، و به عبارت ديگر همه چيز را به خود اختصاص دادن و ديگران را محروم ساختن . اما ايثار يعنى ديگران را بر خويش مقدم داشتن و خود را براى آسايش ديگران به رنج افكندن .
زاهد از آن جهت ساده و بىتكلف و در كمال قناعت زندگى مىكند و بر خود تنگ مىگيرد كه ديگران را به آسايش برساند . او آنچه دارد به نيازمندان مىبخشد ، زيرا قلب حساس و دل دردآشناى او آنگاه به نعمتهاى جهان دست مىيازد كه انسان نيازمندى نباشد . او از اينكه نيازمندان را بخوراند و بپوشاند و به آنان آسايش