امورُالْمُسْلِمينَ وَ لَمْ يَكُنْ فيها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً « 1 » .
شما خود مىدانيد من از همه براى خلافت شايسته ترم . به خدا سوگند مادامى كه كار مسلمين روبه راه باشد و تنها بر من جور و جفا شده باشد مخالفتى نخواهم كرد .
3 . آنگاه كه مالك اشتر از طرف على عليه السلام نامزد حكومت مصر شد ، آن حضرت نامهاى براى مردم مصر نوشت ( اين نامه غير از دستورالعمل مطوّلى است كه معروف است ) . در آن نامه جريان صدر اسلام را نقل مىكند ، تا آنجا كه مىفرمايد :
فَامْسَكْتُ يَدى حَتّى رَايْتُ راجِعَةَ النّاسِ قَدْ رَجَعَتْ عَنِ الْاسلامِ يَدْعونَ الى مَحْقِ دينِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله فَخَشيتُ انْ لَمْ انْصُرِ الْاسْلامَ وَ اهْلَهُ انْ ارى فيهِ ثَلْماً اوْهَدْماً تَكونُ الْمُصيبَةُ بِهِ عَلَىَّ اعْظَمَ مِنْ فَوْتِ وِلايَتِكُمُ الَّتى انَّما هِىَ مَتاعُ ايّامٍ قَلائِلَ « 2 » .
من اول دستم را پس كشيدم تا آنكه ديدم گروهى از مردم از اسلام برگشتند ( مرتد شدند اهل ردّه ) و مردم را به محو دين محمّد دعوت مىكنند . ترسيدم كه اگر در اين لحظات حساس ، اسلام و مسلمين را يارى نكنم خرابى يا شكافى در اساس اسلام خواهم ديد كه مصيبت آن بر من از مصيبت از دست رفتن چندروزهء خلافت بسى بيشتر است .
دو موقف ممتاز
على عليه السلام در كلمات خود به دو موقف خطير در دو مورد اشاره مىكند و موقف خود را در اين دو مورد ، ممتاز و منحصر به فرد مىخواند ؛ يعنى او در هر يك از اين دو مورد خطير تصميمى گرفته كه كمتر كسى در جهان در چنان شرايطى مىتواند چنان تصميمى بگيرد . على در يكى از اين دو مورد حساس سكوت كرده است و در ديگرى قيام ؛ سكوتى شكوهمند و قيامى شكوهمندتر . موقف سكوت على همين
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 73 .
( 2 ) نهج البلاغه ، نامهء 62 .