است كه شرح داديم .
سكوت و مدارا در برخى شرايط بيش از قيامهاى خونين نيرو و قدرت تملك نفس مىخواهد . مردى را در نظر بگيريد كه مجسمهء شجاعت و شهامت و غيرت است ، هرگز به دشمن پشت نكرده و پشت دلاوران از بيمش مىلرزد ؛ اوضاع و احوالى پيش مىآيد كه مردمى سياست پيشه از موقع حساس استفاده مىكنند و كار را بر او تنگ مىگيرند تا آنجا كه همسر بسيار عزيزش مورد اهانت قرار مىگيرد و او خشمگين وارد خانه مىشود و با جملههايى كه كوه را از جا مىكند شوهر غيور خود را مورد عتاب قرار مىدهد و مىگويد :
« پسر ابوطالب ! چرا به گوشهء خانه خزيدهاى ؟ تو همانى كه شجاعان از بيم تو خواب نداشتند ؛ اكنون در برابر مردمى ضعيف سستى نشان مىدهى ؟
اى كاش مرده بودم و چنين روزى را نمىديدم . » .
على خشمگين از ماجراها از طرف همسرى كه بىنهايت او را عزيز مىدارد اينچنين تهييج مىشود . اين چه قدرتى است كه على را از جا نمىكند ؟ ! پس از استماع سخنان زهرا ، با نرمى او را آرام مىكند كه : نه ، من فرقى نكردهام ، من همانم كه بودم ، مصلحت چيز ديگر است . تا آنجا كه زهرا را قانع مىكند و از زبان زهرا مىشنود : « حَسْبِىَ اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكيل » .
ابن ابى الحديد در ذيل خطبهء 215 اين داستان معروف را نقل مىكند :
« روزى فاطمه سلام اللَّه عليها على عليه السلام را دعوت به قيام مىكرد . در همين حال فرياد مؤذن بلند شد كه « اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسولُ اللَّه » . على عليه السلام به زهرا فرمود : آيا دوست دارى اين فرياد خاموش شود ؟ فرمود : نه . فرمود :
سخن من جز اين نيست . » .
اما قيام شكوهمند و منحصر به فرد على كه به آن مىبالد و مىگويد احدى ديگر جرأت چنين كارى را نداشت ، قيام در برابر خوارج بود :
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٩١