لازم است والى را كه هر گاه امتيازى كسب مىكند و به افتخارى نائل مىشود ، آن فضيلتها و موهبتها او را عوض نكند ، رفتار او را با رعيت تغيير ندهد ، بلكه بايد نعمتها و موهبتهاى خدا بر او ، او را بيشتر به بندگان خدا نزديك و مهربانتر گرداند .
در بخشنامههاى على عليه السلام حساسيت عجيبى نسبت به عدالت و مهربانى به مردم و محترم شمردن شخصيت مردم و حقوق مردم مشاهده مىشود كه راستى عجيب و نمونه است .
در نهج البلاغه سفارشنامهاى ( وصيتى ) نقل شده كه عنوان آن « لمن يستعمله على الصدقات » است ، يعنى براى كسانى است كه مأموريت جمع آورى زكات را داشتهاند . عنوان حكايت مىكند كه اختصاصى نيست ، صورت عمومى داشته است ، خواه به صورت نوشتهاى بوده است كه در اختيار آنها گذاشته مىشده است و خواه سفارش لفظى بوده كه همواره تكرار مىشده است . سيد رضى آن را در رديف نامهها آورده است و مىگويد ما اين قسمت را در اينجا مىآوريم تا دانسته شود على عليه السلام حق و عدالت را چگونه به پا مىداشت و چگونه در بزرگ و كوچك كارها آنها را منظور مىداشت . دستورها اين است :
« به راه بيفت بر اساس تقواى خداى يگانه . مسلمانى را ارعاب نكنى « 1 » ؛ طورى رفتار نكن كه از تو كراهت داشته باشد ؛ بيشتر از حقى كه به مال او تعلق گرفته است از او مگير . وقتى كه بر قبيلهاى كه بر سر آبى فرود آمدهاند وارد شدى ، تو هم در كنار آن آب فرود آى بدون آنكه به خانههاى مردم داخل شوى . با تمام آرامش و وقار ، نه به صورت يك مهاجم ، بر آنها وارد شو و سلام كن ، درود بفرست بر آنها ، سپس بگو : بندگان خدا ! مرا ولىّ خدا و خليفهء او فرستاده است كه حق خدا را از اموال شما بگيرم ، آيا حق الهى در اموال شما هست يا نه ؟ اگر گفتند : نه ، بار ديگر مراجعه نكن ، سخنشان را بپذير و قول آنها را محترم بشمار . اگر فردى جواب مثبت داد
هامش
( 1 ) اينكه تنها نام مسلمان آمده است از آن جهت است كه صدقات تنها از مسلمين گرفته مىشود .