تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨

حكمران امانتدار است نه مالك

در فصل پيش گفتيم كه انديشه‌اى خطرناك و گمراه كننده در قرون جديد ميان بعضى از دانشمندان اروپايى پديد آمد كه در گرايش گروهى به ماترياليسم سهم بسزايى دارد ، و آن اينكه نوعى ارتباط تصنعى ميان ايمان و اعتقاد به خدا از يك طرف و سلب حق حاكميت تودهء مردم از طرف ديگر برقرار شد . مسؤوليت در برابر خدا مستلزم عدم مسؤوليت در برابر خلق خدا فرض شد و حق اللَّه جانشين حق الناس گشت . ايمان و اعتقاد به ذات احديت - كه جهان را به « حق » و به « عدل » برپا ساخته است - به جاى اينكه زيربنا و پشتوانهء انديشهء حقوق ذاتى و فطرى تلقى شود ، ضد و مناقض آن شناخته شد و بالطبع حق حاكميت ملى مساوى شد با بى خدايى . از نظر اسلام ، درست امر برعكس آن انديشه است . در نهج البلاغه كه اكنون موضوع بحث ماست - با آنكه اين كتاب مقدس قبل از هر چيزى كتاب توحيد و عرفان است و در سراسر آن سخن از خداست و همه جا نام خدا به چشم مىخورد - از حقوق واقعى تودهء مردم و موقع شايسته و ممتاز آنها در برابر حكمران و اينكه مقام واقعى حكمران امانتدارى و نگهبانى حقوق مردم است غفلت نشده ، بلكه سخت بدان توجه شده است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448 | مرتضى مطهرى