فلسفهء يونان ساختهاند و به امام على بن ابيطالب بستهاند ! .
ما هم مىگوييم عرب با چنين كلمات و سخنانى آشنا نبود ؛ نه تنها عرب آشنا نبود ، غير عرب هم آشنا نبود ، يونان و فلسفهء يونان هم آشنا نبود . آقاى احمد امين اول على را در سطح اعرابى از قبيل ابوجهل و ابوسفيان از لحاظ انديشه پايين مىآورد و آنگاه صغرى و كبرى ترتيب مىدهد ! مگر عرب جاهلى با معانى و مفاهيمى كه قرآن آورد آشنا بود ؟ ! مگر على تربيت شده و تعليم يافتهء مخصوص پيامبر نبود ؟ ! مگر پيامبر على عليه السلام را به عنوان اعلم اصحاب خود معرفى نكرد ؟ ! چه ضرورتى دارد كه ما به خاطر حفظ شأن برخى از صحابه كه در يك سطح عادى بودهاند ، شأن و مقام ديگرى را كه از عاليترين مقام عرفانى و افاضهء باطنى از بركت اسلام بهرهمند بوده است انكار كنيم ؟ ! .
آقاى احمد امين مىگويد قبل از فلسفهء يونان مردم عرب با اين معانى و مفاهيمى كه در نهج البلاغه آمده است آشنا نبودند .
جواب اين است كه با معانى و مفاهيمى كه در نهج البلاغه آمده است ، بعد از فلسفهء يونان هم آشنا نشدند ! نه تنها عرب آشنا نشد ، مسلمانان غير عرب هم آشنا نشدند ! زيرا فلسفهء يونان هم آشنا نبود . اينها از مختصات فلسفهء اسلامى است ، يعنى از مختصات اسلام است و فلاسفهء اسلام تدريجاً با الهام از مبادى اسلامى آنها را وارد فلسفهء خود كردند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٨٥