تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
هيچيك از شعراى ما كه شهرت جهانى دارند در همهء اين رشته‌ها نتوانسته‌اند شاهكار به وجود آورند . شهرت و هنر حافظ در غزل عرفانى ، سعدى در پند و اندرز و غزل معمولى ، فردوسى در حماسه ، مولوى در تمثيلات و نازك انديشىهاى روحى و معنوى ، خيام در بدبينى فلسفى و نظامى در چيز ديگر است ، و به همين جهت نمىتوان آنها را با هم مقايسه كرد و ميانشان ترجيح قائل شد . حداكثر اين است كه گفته شود هركدام از اينها در رشتهء خود مقام اول را واجد است . هريك از اين نوابغ اگر احياناً از رشته‌اى كه در آن استعداد داشته‌اند خارج شده‌اند ، تفاوت فاحشى ميان دو نوع سخن آنها ملاحظه شده است . شعراى عرب ، چه در دورهء جاهليت و چه در دورهء اسلام ، نيز چنين‌اند . در نهج البلاغه آمده است كه از على عليه السلام سؤال شد : شاعرترين شاعران عرب كيست ؟ ايشان جواب دادند : انَّ الْقَوْمَ لَمْ يَجْروا فى حَلْبَةٍ تُعْرَفُ الْغايَةُ عِنْدَ قَصَبَتِها . . اين شاعران در يك ميدان اسب نتاخته‌اند تا معلوم شود كداميك گوى سبقت ربوده‌اند . آنگاه فرمود : فَانْ كانَ وَ لابُدَّ فَالْمَلِكُ الضِّلّيلُ « 1 » . اگر ناچار بايد اظهار نظرى كرد ، بايد گفت آن پادشاه تبهكار ( يعنى امرؤالقيس ) بر ديگران مقدم است . ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ذيل جملهء بالا داستانى با سند نقل مىكند . مىگويد :
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، حكمت 447 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 370 | مرتضى مطهرى