اديب محقق ، حكيم متألّه ، فقيه بزرگوار ، طبيب عاليقدر ، عالم ربانى ، مرحوم آقاى حاج ميرزا على آقا شيرازى اصفهانى ( قدّس اللَّه سرّه ) راستى مرد حق و حقيقت بود . از خود و خودى رسته و به حق پيوسته بود . با همهء مقامات علمى و شخصيت اجتماعى ، احساس وظيفه نسبت به ارشاد و هدايت جامعه و عشق سوزان به حضرت اباعبد اللَّه الحسين عليه السلام موجب شده بود كه منبر برود و موعظه كند . مواعظ و اندرزهايش چون از جان برون مىآمد لاجرم بر دل مىنشست . هر وقت به قم مىآمد علماى طراز اول قم با اصرار از او مىخواستند كه منبر برود و موعظه نمايد . منبرش بيش از آن كه « قال » باشد « حال » بود .
از امامت جماعت پرهيز داشت . سالى در ماه مبارك رمضان با اصرار زياد او را وادار كردند كه اين يك ماهه در مدرسهء صدر اقامهء جماعت كند . با اينكه مرتب نمىآمد و قيد منظم آمدن سر ساعت معين را تحمل نمىكرد ، جمعيت بىسابقهاى براى اقتدا شركت مىكردند . شنيدم كه جماعتهاى اطراف خلوت شد ، او هم ديگر ادامه نداد .
تا آنجا كه من اطلاع دارم مردم اصفهان عموماً او را مىشناختند و به او ارادت مىورزيدند ، همچنانكه حوزهء علميهء قم به او ارادت مىورزيد . هنگام ورودش به قم علماى قم با اشتياق به زيارتش مىشتافتند . ولى او از قيد « مريدى » و « مرادى » مانند قيود ديگر آزاد بود . رحمة اللَّه عليه رحمة واسعة و حشره اللَّه مع اوليائه .
با همهء اينها من ادعا نمىكنم كه او در همهء دنياهاى نهج البلاغه وارد بود و همهء سرزمينهاى نهج البلاغه را فتح كرده بود . او متخصص برخى از دنياهاى نهج البلاغه بود و در آنچه متخصص بود خود بدان « متحقّق » بود ، يعنى آن قسمت از نهج البلاغه در او عينيت خارجى يافته بود . نهج البلاغه چندين دنيا دارد : دنياى زهد و تقوا ، دنياى عبادت و عرفان ، دنياى حكمت و فلسفه ، دنياى پند و موعظه ، دنياى ملاحم و مغيبات ، دنياى سياست و مسؤوليتهاى اجتماعى ، دنياى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 349
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٩