به دين محمّد بدهد . « وَ لَئِنْ صَبَا الْوَليدُ وَ هُوَ رَيْحانَةُ قَرَيْشٍ لَتَصْبُوَنَّ قَرَيْشٌ بِاجْمَعِها » و اگر وليد - كه گل سرسبد قريش است - دل بدهد ، تمام قريش به دو دل خواهند سپرد . مىگفتند : « سخنانش جادوست ، بيش از شراب مست كننده است » . فرزندان خويش را از نشستن با او نهى مىكردند كه مبادا با سخنان و قيافهء گيراى خود ، آنها را جذب نمايد . هرگاه پيغمبر در كنار كعبه در حجر اسماعيل مىنشست و با آواز بلند قرآن مىخواند و يا خدا را ياد مىكرد ، انگشتهاى خويش را در گوشهاى خويش فرو مىكردند كه نشنوند ، مبادا تحت تأثير جادوى سخنان او قرار گيرند و مجذوب او گردند . جامههاى خويش بر سر مىكشيدند و چهرهء خويش را مىپوشاندند كه سيماى جذاب او آنها را نگيرد . لهذا اكثر مردم به مجرد شنيدن سخنش و ديدن قيافه و منظرهاش و چشيدن حلاوت الفاظش به اسلام ايمان آوردند . » « 1 »
از جمله حقايق تاريخى اسلام كه موجب اعجاب هر بيننده و محقق انسان شناس و جامعه شناس است ، انقلابى است كه اسلام در عرب جاهلى به وجود آورد . روى حساب عادى و با ابزار آموزشها و پرورشهاى معمولى ، اصلاح چنين جامعهاى احتياج به گذشت زمانى بسيار دارد تا نسل كهنه و مأنوس با رذايل منقرض گردد و از نو نسلى جديد پى ريزى شود ، اما از اثر جذبهها و كششها نيز نبايد غافل بود كه گفتيم همچون زبانههاى آتش ريشه سوز مفاسد است .
غالب ياران رسول خدا به آن حضرت سخت عشق مىورزيدند و با مركب عشق بود كه اينهمه راه را در زمانى كوتاه پيمودند و در اندك مدتى جامعهء خويش را دگرگون ساختند .
پرّ و بال ما كمند عشق اوست * موكشانش مىكشد تا كوى دوست
من چگونه نور دارم پيش و پس * چون نباشد نور يارم پيش و پس
نور او در يمن و يسر و تحت و فوق * بر سر و بر گردنم چون تاج و طوق
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ج 2 ، چاپ بيروت ، ص 220 .