قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ
« 1 » .
بگو مزدى را كه درخواست كردم چيزى است كه سودش عايد خود شماست . مزد من جز بر خدا نيست .
يعنى آنچه را من به عنوان مزد خواستم عايد شما مىگردد نه عايد من . اين دوستى كمندى است براى تكامل و اصلاح خودتان . اين اسمش مزد است و الّا در حقيقت خير ديگرى است كه به شما پيشنهاد مىكنم ، از اين نظر كه اهل البيت و خويشان پيغمبر مردمى هستند كه گرد آلودگى نروند و دامنى پاك و پاكيزه دارند ( حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَت ) ، محبت و شيفتگى آنان جز اطاعت از حق و پيروى از فضايل نتيجهاى نبخشد و دوستى آنان است كه همچون اكسير ، قلب ماهيت مىكند و كامل ساز است .
مراد از « قربى » هر كه باشد مسلماً از برجستهترين مصاديق آن على عليه السلام است .
فخر رازى مىگويد :
« زمخشرى در كشّاف روايت كرده : « چون اين آيه نازل گشت ، گفتند : يا رسول اللَّه ! خويشاوندانى كه بر ما محبتشان واجب است كيانند ؟ فرمود :
على و فاطمه و پسران آنان » .
از اين روايت ثابت مىگردد كه اين چهار نفر « قرباى » پيغمبرند و بايست از احترام و دوستى مردم برخوردار باشند ، و بر اين مطلب از چند جهت مىتوان استدلال كرد :
1 . آيهء
« إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى » .
.
2 . بدون شك پيغمبر فاطمه را بسيار دوست مىداشت و مىفرمود : « فاطمه پارهء تن من است . بيازارد مرا هرچه او را بيازارد » و نيز على و حسنين را دوست مىداشت ، همچنانكه روايات بسيار و متواتر در اين باب رسيده است . پس دوستى آنان بر همهء امت واجب است « 2 » زيرا قرآن مىفرمايد :
هامش
( 1 ) سبأ / 47 .
( 2 ) محبت پيغمبر نسبت به آنان جنبهء شخصى ندارد ، يعنى تنها بدين جهت نيست كه مثلًا فرزند يا فرزندزادهء او هستند ، و اگر كسى ديگر هم به جاى آنها مىبود پيغمبر آنها را دوست مىداشت . پيغمبر از آن جهت آنها را دوست مىداشت كه آنها فرد نمونه بودند و خدا آنها را دوست مىداشت والّا پيغمبر اكرم فرزندان ديگرى هم داشت كه نه او با آنها به اين شكل محبت داشت و نه امت چنين وظيفهاى داشتند .